تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.
آدم ها
85/05/09

خالی هستم از انرژی. و نفرت از خودم و این زندگی. این ماندگی. باز باید پرسه بزنیم و زوزه بکشیم. و همیشه شرمنده رفتار خود باشیم و حسرت خور دیگران.

توضیحات وزیر دادگستری درباره مرگ اکبر محمدی

آي آدمها

آي آدمها كه بر ساحل نشسته , شاد وخندانيد !

يك نفر در آب دارد مي سپارد جان .

يك نفر دارد كه دست وپاي دائم مي زند

روي اين درياي تند وتيره و سنگين كه مي دانيد .

آن زمان كه مست هستيد از خيال دست يابيدن به دشمن ,

آن زمان كه پيش خود  بيهوده پنداريد

كه گرفتستيد دست ناتوان را

تا توانايي بهتر را پديد آريد ,

آن زمان كه تنگ مي بنديد

بر كمرهاتان كمر بند ,

در چه هنگامي بگويم من ؟

يك نفر در آب دارد مي كند بيهوده  جان قربان

آي آدمها كه بر ساحل بساط دلگشا داريد

نان به سفره ,جامه تان برتن  ؛

يك نفر در آب ميخواند شما را .

موج سنگين را به دست خسته مي كوبد

باز مي دارد  دهان  با چشم از وحشت  دريده

سايه هاتان  را  ز راه  دور ديده

آب را بلعيده در گود كبود و هر زمان بي تابيش افزون

مي كند زين آبها بيرون

گاه سر , گه پا .

آي آدمها  !

او ز راه  دور اين كهنه جهان  را  باز مي پايد ,

مي زند فرياد  و  اميد كمك دارد

آي آدمها كه روي ساحل آرام در كار تماشاييد !

موج مي كوبد به روي ساحل آرام  خاموش

پخش مي گردد چنان مستي به جاي افتاده . پس مدهوش .

مي رود نعره زنان . وين بانگ باز از راه دور مي آيد :

" آي آدمها "  . . .

در صداي باد بانگ او رهاتر

از ميان آب هاي  دور و نزديك

باز در گوش اين نداها :         "آي آدمها " . . .      

 

Posted by اکبر منتجبی @ 23:10 |