تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.

در میان دیدارهای مختلفی که محمود احمدی نژاد در حاشیه اجلاس شانگهای داشت، یکی از آن میان، اهمیت ویژه ای داشت. دیدار با ولادیمیر پوتین،‌ رئیس جمهور روسیه، این دومین دیدار دو رئیس جهمور بود.

 

پاییز سال گذشته در حاشیه اجلاس سازمان ملل متحد، پوتین و احمدی نژاد به گرمی دستهای یکدیگر را فشردند و هر یک به ‌آن دیگری قول مساعدت داد. از آن پاییز تا این بهار، روسیه توانست شریک اتمی خوبی برای ایران باشد. شاید به همین علت بود که احمدی نژاد نیز برای این دیدار اهمیت ویژه ای قائل شد و در حاشیه آن دوباره از حمایت های دو طرفه سخن به میان آوردند.

با این حال در اجلاس شانگهای احمدی نژاد بیش از گذشته مورد توجه بود. بالاخره او در اینجا می بایست در خصوص پیشنهاد گروه شش نظر دهد. پیشنهادی که خاویر سولانا نماینده عالی سیاست خارجه اتحادیه اروپا با سفر به تهران بی واسطه آنرا تقدیم مقامات ایران کرد. جهان تشنه پاسخ ایران است و تهران آگاهانه سکوت کرده است.

***

در واقع اجلاس شانگهای پس از یک سلسله اتفاقات، ناگهان برای جهان مهم شد. پس از آن که محمود احمدی نژاد در یک ابتکار عمل، به جرج بوش نامه ای معنوی نگاشت و او را «هدایت» کرد، بوش و دولت او که این نامه را به تمسخر گرفته بودند، از سوی دمکرات های آمریکایی مورد انتقاد قرار گرفتند که می بایست با ایران مذاکره کند. پیش از آن یکباره بحث مذاکره ایران و آ‌مریکا بر سر مسایل عراق مطرح شده بود و علیرغم آن که علی لاریجانی اعلام کرد که ایران حاضر است با آمریکا بر سر میز مذاکره بنشیند. طرف آمریکایی، یک جانبه مذاکرات را به تعلیق در آورد.

 

اما این بار بوش تحت فشارهای داخلی بود. ضمن آنکه جلسات گروه شش که متشکل از سه کشور اروپایی، آمریکا و چین و روسیه بودند (اعضای موثر شورای امنیت) پی در پی با بن بست روبرو می شد. در این جلسات رایس وزیر خارجه آمریکا اعلام کرده بود که باید از بند هفتم منشور سازمان ملل بر علیه ایران استفاده کرد. بند هفتم مشخصا تحریم و اقدامات یک جانبه را هدف قرار داده است. اما روسیه و چین با این پیشنهاد مخالفت می کردند. در عین حال آلمان، انگلیس و فرانسه نیز به دنبال روشی بین نا بین بودند.

 

سکوت آمریکا در قبال نامه احمدی نژاد، شکست پی در پی گروه شش، جرج بوش را به این فکر انداخت که اعلام کند حاضر است با ایران بر سر میز مذاکره بنشیند مشروط بر آن که تهران تمام فعالیت های خود را تعلیق کند.

ایران نپذیرفت. اگرچه پاسخ مستقیم به بوش داده نشد اما مسئولان ایرانی مکرر اعلام کردند که حاضر نیستند از غنی سازی صرف نظر کنند. چنین بود که دوباره بوی بن بست به مشام رسید تا این که گروه شش ناگهان در آخرین جلسه خود که در لندن برگزار کردند، اعلام نمودند به یک توافق دست یافته اند. پیش نویس این توافق بلافاصله از سوی خبرگزاری ها منتشر شد. مهمترین تشویق های اروپایی اعطای راکتور آب سبک به ایران بود. و البته امتیازهای اقتصادی همچون آزاد سازی فروش قطعات هوایی و یا حتی خرید بوئینگ آمریکایی و ایرباس.

اما برای ایران صرف نظر کردن از چرخه سوخت، در قبال چند هواپیما و حتی راکتور آب سبک، سنگین بود. بدین خاطر از سوی ایران اعلام شد تا زمانی که پیشنهاد اروپا به ایران نرسد درباره آن اعلام نظر نمی کند. انتشار خبر پیش نویس گروه شش از سوی شبکه های خبری جهان، در واقع تسمت ایران بود تا براساس واکنش تهران، چماق ها و هویج ها تعدیل شود. سکوت ایران و بعضا مخالفت تلویحی باعث شد که اروپاییان در یک جمع بندی، پیشنهادات دیگری را نیز به ایران بدهند، پیشنهاداتی همچون تضمین امنیتی به حکومت ایران.

بلافاصله خاویر سولانا، اعلام کرد که قصد دارد به ایران بیاید و پیشنهادات خود را به مقامات عالی نظام بدهد. لاریجانی به استقبال او شتافت و در دیدار گرمی که با یکدیگر داشتند، گفت و گوها و نظرات رد و بدل شده در جلسه مطبوعاتی بعد از آن دیدار، هیچ یک از مفاد پیشنهادات سخن نگفتند تا این که محمود احمدی نژاد که در ادامه سفرهای استانی خود به قزوین سفر کرده بود، در جمع مردم اعلام کرد «آنها از ما خواستند قبل از بررسی پیشنهادات در جمع مردم اعلام کرد» آنها از ما خواستند قبل از بررسی پیشنهادات سخن نگوییم تا مطبوعات فضا را آلوده نکنند، ما نیز پذیرفتیم.

 

بدین ترتیب، ماجرا به پس پرده و چانه زنی های بین المللی رفت. مقامات ایران دیگر هیچ سخن در این باره نگفتند و حتی حمیدرضا آصفی سخنگوی امور خارجه ایران در کنفرانس مطبوعاتی خود، اعلام کرد که اجازه ندارد در این باره سخن بگوید.

 

سکوت ایران جذابتر شد و این جذابیت ناگهان در اجلاس شانگهای خود را به رخ کشید. رئیس جمهور ایران به چین می رفت تا با دو مؤتلف بزرگ خود دیدار کند و با آنها مجددا بیعت نماید. به همین خاطر در میان جلسات خود، جلسه با پوتین از اهمیت ویژه ای برخوردار شد. نه تنها برای احمدی نژاد بلکه برای پوتین نیز چنین بود.

سمت راست احمدی نژاد، معتمدین یارانش نشسته بودند که در میان آنها مجتبی هاشمی ثمره، لیدر دولت بیش از همه خود نمایی می کرد. سمت راست پوتین نیز سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه و ایگور ایوانف دبیر شورای امنیت این کشور به چشم می آمدند. بلافاصله پس از جلسه، پوتین اعلام کرد که ایران «کاملا» حق دارد از انرژی هسته ای برای اهداف صلح آمیز استفاده کند ولی باید نگرانی های جامعه جهانی را نیز برطرف سازد.

 

احمدی نژاد که در کنار او ایستاده بود، سرش را به نشان تایید تکان داد و زمانی که پوتین گفت: «مسکو قصد ندارد از همکاری های بسیار سودمند خود با شریک ایرانی صرف نظر کند» خوشحال شد و پس از آن اعلام کرد: «ایران به روسیه به چشم رقیب نگاه نمی کند و حتی حاضر به یک همکاری مشترک جدی می باشد.

 

                                  ***

 

با این حال هنگامی که احمدی نژاد در خصوص بسته پیشنهادی اروپا مورد پرسش قرار می گرفت، تلاش می کرد، دیپلماتیک پاسخ دهد تا در واقع جوابی نگفته باشد. ابهام در پاسخگویی باعث شد تا بار دیگر این پرسش بوجود آید که آیا تهران این «بسته مشوق ها» را می پذیرد و یا باری دیگر در سطوح عالی کشوری اعلام می کند که «حق مسلم خود را به بررسی نمی گذارد» و بدین ترتیب امید به از سرگیری مذاکرات را از بین می برد؟

این طور که این روزها رسانه ها اطلاع می دهند، آمریکا در اروپا بدنبال جایگاهی برای استقرار دفاع ضد هوایی خود در برابر موشک های ایران می باشد و نخست وزیر اسرائیل نیز این مطلب را مشخص نمود که کشور وی به ایران اجازه بدست آوردن سلاح های هسته ای را نخواهد داد. البته ذکر نکرد که به چه طریقی اجازه نمی دهد.

 

در این میان تهران در روزهای اخیر در مساله پافشاری بر حقوق خود برای غنی سازی اورانیوم قاطعیت نشان داد در گزارش «محمد البرادعی»‌ مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی در رابطه با ایران که برای جلسه شورای حکام آژانس آماده شده بود، ذکر شده است که ایران بار دیگر به غنی سازی اورانیوم پرداخته و اتفاقا این کار را روز 16 خرداد ماه، دقیقا همان روزی که پیشنهادات گروه شش ارائه شدند، انجام داده است.

البته روز، روز است و این مبالغه است که اهمیت خاصی برای تطابق این دو رویداد قائل شد. اما نمی توان این را نیز نگفت که تصمیم به از سرگیری غنی سازی اورانیوم، در وحله اول پاسخی به شرط سرسختانه واشنگتن بود.

 

کاندولیزا رایس وزیر امورخارجه ایالات متحده آمریکا در دیدار خود با خاویر سولانا کمیسر عالی اتحادیه اروپا در امور سیاست خارجی و امنیت، پیش از سفر وی به ایران اعلام نمود که آمریکا تنها در صورت توقف کامل غنی سازی اورانیوم از سوی ایران، پشت میز مذاکرات خواهد نشست.

 

به هر حال مورد آخر ممکن است. رهبران چین و روسیه در دیدار با همکار ایرانی خود در شانگهای چندین بار این را گفتند که می شود البته به ایران حق غنی سازی اورانیوم در اهداف علمی را در زمان بازرسی از تاسیسات هسته ای ایران را داد. بدین ترتیب ایران لابی برای مطرح ساختن این گزینه در شورای امنیت سازمان ملل متحد و در قالب گروه شش را دارد. مساله دیگر این است که تا چه حد خود ایران پیرو باشد؟

 

Posted by اکبر منتجبی @ 14:28 |