

قرار است امروز عبدالفتاح سلطانی، وکیل دربند ایرانی، از زندان آزادشود.(خوشبختانه آزاد شد) اگر چنین اتفاقی رخ دهد، می توان آن را نشانه ای دانست که برخی وقایع دیگر نیز در راه است. این که اکبر گنجی نیز پس از تحمل 6 سال حبس آزاد می شود و به خانه باز می گردد. پیش از این هنگامی قرار وثیقه 800 میلیونی سلطانی به قرار 100 میلیونی تبدیل شد، این امید به وجود آمد که می توان آن را نشانه ای از آزادی این وکیل زندانی تلقی کرد. اگر چنین رویه ای ادامه پیدا کند، گنجی نیز در روزهای پایانی سال آزاد خواهد شد. پیشتر در مطلبی پیشنهاد کرده بودم که در این شرایط نابسامان، بهتر است با سکوت به استقبال گنجی برویم. از آن حرف عده ای خشنود شدند و برخی ابرو خم کردند که این چه سخنی است و مثلا تو مگر از خانواده او اجازه گرفته ای که به جای آنها سخن می گویی. اگر چه سخنی دراین باره با خانم شفیعی نداشتم اما می دانم هم او و هم آقای مولایی و دیگر وکلای گنجی، آزادی او را خواهان هستند. نه این که شاهد در بند بودن او باشند. دراین شرایط سکوت برخی ها به این آزادی کمک می کند.
قرار نیست که این سکوت نشانه فروریختن آنان باشد. گاه سکوت پر از کلام است. در سیره ایرانیان نیز سکوت مقدس است. آن گاه که چشم، زبان می شود و زبان در کام می ماند. آن که فرو ریخته ما هم هستیم. آن که تغییر کرد ما هستیم، نه اکبر گنجی یا سلطانی.
پس به نظرم لازم است در این ایام، تا آزادی گنجی، سکوت پیشه کنیم با سکوت به استقبال آنان برویم تا فرو ریختن خود را قامت بلند آنان به نظاره بنشینیم.