
در دفتر غلامحسين كرباسچي بودم و نشسته بوديم و درباره انتخابات گپ مي زديم كه حرف رسيد به داستان اصلاح طلبان و آمدن يا نيامدن آقاي سيد محمد خاتمي و مهدي كروبي. كرباسچي يكي دوباري قبل از اين ، از طرح نام خاتمي براي كانديداتوري در انتخابات گله كرده بود و اين روزها نيز در انتقاد از خاتمي سخناني بيان كرده است.
قبل از اين ، زماني كه هنوز نام هيچ نامزدي براي انتخابات رياست جمهوري مطرح نبود يك بار ، از او سئوال كردم كه آيا كانديداي انتخابات رياست جمهوري مي شود يا نه ؛ كه بلافاصله رد كرد و گفت كه اصلا. و دلايلي در ميان صحبت ذكر كرد كه از ذكر آنها مي گذرم.
اما نكته اي كه امروز بهم گفت اين بود كه اگر خاتمي و كروبي با هم در انتخابات شركت كنند ، قطعا از كروبي حمايت مي كنم. و استدلال كرد كه اولا آزموده را آزمودن خطاست و بعد ضمن يادآوري دوران رياست جمهوري خاتمي و دوران رياست مجلس كروبي ، يادآور شد كه مديريت كروبي از خاتمي بهتر است و او بيشتر براي اصلاح طلبان مايه گذاشت تا خاتمي .
دلايل ديگري هم ذكر كرد مثل اين كه كروبي در داستان زنداني شده لقمانيان ، صندلي رياست مجلس را ترك و گفت تا زماني كه او آزاد نمي شود من ديگر در مجلس حاضر نمي شودم. و مثال هاي ديگري كه خاتمي كنارگيري مي كرد و خودي نشان نمي داد كه بهتر است بگذريم.
صرف نظر اين گفته كرباسچي ، به نظر من بهتر اينست كه نه خاتمي در انتخابات شركت كند و نه كروبي . تا اصوگرايي راستيني كه 3 سال خودش را نشان نداده و مخفي شده ، ببينيم. معتقدم كه عدم معرفي كانديدا از سوي اصلاح طلبان جز اين كه وضعيت را براي آنها بدتر كند و آن تتمه اعتبار را از بين ببرد حاصلي ندارد. اما عدم حضور كانديدا باعث مي شود اختلافات اصولگرايان خودش را به نمايش بگذارد. مطمئنا در آن صورت رييس جمهور آينده نيز يك اصولگرا خواهد شد ( فرقي نمي كند چه كسي كه همه مثل هم هستند. فرقي بين احمدي نژاد و قاليباف نيست ) اما پرونده اصوگرايي 4 سال باز نخواهد ماند و بعد از دسته گل هاي آنها كه نمونه هاي بي شمار آن را در اين 3 سال ديديم ، براي هميشه بسته خواهد شد.