
خبر : جبهه مشارکت با هدف نزديکي احزاب به يکديگر مسابقات فوتسال برگزار ميکند -ایلنا
.....حالا تاج زاده را مي بينيم كه پا به توپ همچنان مي تازه سمت دروازه موتلفه. بازي به اوج خودش نزديك شده ترقي مي آد جلو. تاج زاده سعي مي كنه خودش از آن عبور كنه . نمي تونه. توپش لو مي ره . نبي حبيبي توپ را مي گيره. اون از همان جا توپ را براي بادامچيان كه راست ميدان است مي فرستد. بادامچيان سر را مي گيره بالا . يكي داد مي زنه : " استاد من اينجام " . نگاه مي كنه بله انبارلويي را مي بينه. پاس مي ده به اون كه در ميانه ميدان رضا خاتمي توپ را از آن خودش مي كنه و مي آد جلو ....
ياد آوري مي كنم كه اين دوره از بازي ها به همت همگرايي احزاب سياسي برگزار مي شه تا بلكه از ميان آن يه وحدت ملي در بياد
رضا خاتمي توپ را مي ده به شكوري راد. اون ميردامادي را مي بينه. آرمين از بيرون ميدان مي آد كنار زمين داد مي زنه. معلوم نيست اعتراضش به كيه. داور بازي با اشاره دست به اون مي گه كه زمين را ترك كنه چون تيم آنها بازي ندارد. مشاركت حملات بي اماني را به دروازه موتلفه آغاز كرده اما نمي شه. نمي تونن اين دروازه را باز كنند انگار اين دروازه طلسم شده. هر توپي كه مي آد به سمت دروازه عسگراولادي با مشت آن را دفع مي كنه . آفرين. چه دروازه بانی اون..
حالا توپ توي زمين مشاركته و بچه هاي موتلفه يك ضد حمله را شروع كردند.....
همکارانم خبر مي دهند كه بازي دیگری هم زمان بين دو تيم اعتماد ملي و جامعه اسلامي مهندسين در گرفته . من ميكروفن را به همكارم مي دم تا گزارشي از آن بازي براي شما ارايه كند
... چه مي كنه اين باهنر. توپ دست اونه همين جور دارد مي ره جلو. بچه هاي اعتماد ملي كم فروغ ظاهر شدند اما با اين حال آقاي كروبي مربي آنها از بيرون زمين آنها را همچنان تشويق مي كنه. باهنر يك و دو مي كنه . همه را جا مي ذاره . خودش با دروازه بان اعتماد ملي تك به تك مي شه . شوت و گل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل
عجب بازي كنيه اين باهنر. بچه هاي جامعه اسلامي مهندسين اونو روي دست بلند كردند. بعضي از هوادارهای او از مجلس هم آمدند و دارند اونو تشويق مي كنند.
بازي مجددا از ميانه هاي ميدان شروع مي شه . گرامي مقدم خودش پا به توپه. بچه هاي اعتماد ملي هجوم مي آورند تا گل خورده را جبران كنند . مرتضي نبوي از جامعه اسلامي مهندسان تلاش مي كنه جلوي هجوم حريف را بگيره. نمي شه . اعتماد ملي با قلدري جلو مي ره .......
همكارانم از زمين سوم خبر مي دهند كه آنجا بازي سختي در گرفته . كارگزاران و جمعيت ايثارگران رودر روي همدگير قرار گرفتند . از قرار معلوم سازمان مجاهدين به خاطر اين كه تعداد افراد تيمشان به حد نصاب نرسيده نتوانسته در اين دور از بازي ها شركت كنه. يك فولكس واگن كنار زمين پاركه و بهزاد نبوي كه پشت فرمان نشسته عصباني دارد بازي كارگزاران و ايثارگران را مي بينه.
توپ زير پاهاي كرباسچي است. خودش مي آد جلو. پاس مي ده به عطريانفر . عطريان، نجفي را مي بينه. می فرسته براي اون. نجفي پا به توپ جلوتر ميآد اما بچه هاي ايثارگران از نجابت نجفي سواستفاده مي كنند و نمي ذارند اون همين جوري بياد جلو. حاج حسين فداي توپ را از لاي پاهاي نجفي مي گيره. كرباسچي اعتراض مي كنه و معتقده كه خطا شده و داور بايد اخطار بده اما داور چنين نظري ندارد و دستور ادامه بازي را مي ده. فداي پاس مي ده به درويش توانگر و آن يك ضرب توپ را مي فرسته توي زمين كارگزارن و مي ده به مسعود سلطان پور . عطريانفر دنبال توپ مي ره توي پاهاي سلطان پور. هنوز به توپ نرسيده ..... بله... باز دوار سوت می زنه . چه بازی پر سوتی شده این بازی.... داور يك اخطار به عطريانفر مي دهد...... عطريان اعتراض می کنه و سعي مي كنه با داور صحبت كنه ........ انگار دارد اتفاقی می افته .....كارت قرمز..... داور دستش را مي بره بالا و بعد شماره عطريان را مي نويسه ..... چه هيجان انگيز شده اين بازي. كرباسچي از آن ور زمين بدو بدو مي آد .... اعتراض مي كنه. داور نمي پذيره . سالن در سكوت فرو رفته.....
همكارم خبر مي دهد اتفاق مشابهي در زمين اول بين مشاركت و موتلفه رخ داده. گويا آنجا هم داور يك پنالتي به نفع موتلفه گرفته.
.... يكي از بچه هاي مشاركت حالش بد شده و روي زمين دراز كشيده. شكوري راد و رضا خاتمي بالاي سر او هستند و دارند سعي مي كنند بهش تنفس مصنوعي بدهند..... خحاریان است كه افتاده ... اما آن طرف زمين داور تاكيد دارد كه موتلفه بايد يك پنالتي بزند. بچه هاي مشاركت رضا خاتمي را صدا مي كنند. نمي پذيرند. اعتقادي به اين بازي ندارند و مي گويند داور به نفع گرفته.توپ به کتف میردامادی خورده اما داور می گه میردامادی با دست تو را گرفته.... میردامادی نمی پذیرد. خاتمی می گه اصلا پنالتي نبوده. داور به ترقي مي گه آماده بشه كه پنالتي موتلفه را بزند. بچه هاي مشاركت جلسه گذاشتند. سرها توي هم است... عجيبه.... عبدي كه از جمله تماشاگرهاست داد مي زنه بياييد بيرون نمونيد. از زمين خارج بشيد. تاج زاده بلند جوابش را مي ده كه نه به صلاح نيست. اون مي خواهد به طريق كه شده بازي را ادامه بدهد. تماشاگر ها مشاركتي ها را دعوت مي كنند از زمین خارج بشن. حال يكي از اعضاي تيم هم خوب نيست. معلوم نيست چه تصميمي مي گيرند..... تاج زاده و ميردامادي و رضا خاتمي مي رند كنار زمين. دکتر می رسه بالای سر سعيد که حالش خوب نيست. داور سوت مي زنه كه يا الله جمع شيد. اونا مي آن. عبدي از بيرون زمين اشاره مي كنه بياييد بيرون. اونا انگار متوجه عبدي و هوادارانشان نيستند. ............ بازي ادامه پيدا مي كنه..... جلايي پور مي ره توي دروازه تا ترقی پنالتي موتلفه را بزند.........اما بادامچيان می ره پشت توپ.... مي زنه ....... گ گ گ گ گ گ گ گ گ گ ل ........ اما نه از بالاي دروازه رد مي شه ... بادامچيان با حسرت توپ را نگاه مي كنه و با مشت می کوبه روی زمین.....