
طنزي كه يكي از روزنامههاي صبح چاپ تهران در 14 اسفندماه درباره يك حزب سهنفره نوشت و در ذيل آن يادآور شد كه در «كجاي دنيا رسم است سهنفر دور هم جمع بشوند و پولهايي را كه متعلق به ملت مظلوم است صرف تاسيس يك حزب سهنفره كنند و بعد انتظار داشته باشند كه تحويلشان هم بگيرند»، بيشك خطابش به اصلاحطلبان نبود. چه آنكه در اين سالها هيچ اصلاحطلبي در مسند قدرت و دولت قرار نداشته تا از پولهايي كه متعلق به «ملت مظلوم» است، استفاده كند و البته حزبي نيز در دولت اصولگرايان، از سوي اصلاحطلبان ثبت و راهاندازي نشده است كه اگر شده باشد جاي تعجب دارد. پس مخاطب اين نشريه كيست و آن سهنفر چه كساني هستند؟
براي پي بردن به ماجرا كمي بايد به عقب برگرديم. به همين چند ماه پيش كه كليد انتخابات مجلس هشتم زده شد و به موازات آن، اصولگرايان، اختلافات پس پرده خود را به روي پرده آوردند.
در واقع انتخابات مجلس هشتم، ديگر رقابت بين دوقطب شناخته شده «چپ و راست» و يا «اصلاحطلب و اصولگرا» نيست. رقابتي است بين اصولگرايان؛ اصولگرايان منتقد دولت و اصولگراياني كه حامي دولت هستند و اين نشانههاي پايان يك جريان است. جرياني كه از حدود شش سال پيش توانست پيروزمندانه پا به شوراي شهر تهران بگذارد و از آنجا به شهرداري تهران برود، سپس خانه ملت را هدف قرار دهد و از آن خانه به كاخ رياست جمهوري برسد.
اما اكنون كمتر از آنچه تصور ميرفت، آنان دچار اختلافاتي شدهاند كه نهتنها ديگر نميتوانند با ريش گرو گذاشتن بزرگان خود، آن را فراموش كنند، بلكه اصلاحطلبان را نيز در رقابتهاي انتخاباتي از ياد بردهاند. اصولگرا عليه اصولگرا سخن ميگويد. آن ديگري سخن اين يكي را نقض ميكند. از همديگر تبري ميجويند و تلاش دارند خود را از يكديگر برهانند و اين فرجام اصولگرايان دولتي و غيردولتي است.
اختلافاتي كه از انتخابات رياست جمهوري سال 84 تا انتخابات سوم شوراي شهر توسط رسانههاي اصولگرا بر آن سرپوش گذاشته شد، سال پيش در جريان انتخابات شوراي شهر سوم تهران سرباز كرد. اصولگرايان خود را شقه كردند بين قاليباف و احمدينژاد. گروهي جانب اين را گرفتند، گروهي جانب آن ديگري را. يكي حامي شهردار شد تا از شهرداري به رياستجمهوري برسد، ديگري حامي رئيسجمهور شد تا به مجلس برسد.
به همين دليل است كه نهتنها جبهه متحد اصولگرايان كه قرار بود ليست واحد انتخاباتي ارائه بدهد با مشكل روبرو شد، بلكه آنها براي خود ضلعهايي آفريدند كه هر ضلع قرار بود يك قطب جريان اصولگرايي باشد. يك سر آن به احمدينژاد ميرسيد، يك سر به محمدباقر قاليباف و سر ديگر به علي لاريجاني. لاريجاني نماينده راستسنتي بود و محمدباقر قاليباف، گويي منتقدان دولت را نمايندگي ميكرد و حاميان احمدينژاد، حامي تفكري بودند كه اين روزها از سوي دولت تبليغ ميشود.
با اختلاف بين جبهه متحد اصولگرايان و انتقاد از كامل نبودن ليست 6+5 آنها، محمدباقر قاليباف، علي لاريجاني و محسن رضايي كنار يكديگر قرار گرفتند و ترجيح دادند فراموش كنند در دو سال پيش شانه به شانه در انتخابات رياست جمهوري با يكديگر رقابت ميكردند. در واقع ورق بهگونهاي ديگر در حال برگشتن است. كانديداهاي رياست جمهوري سال 84، امروز نه تنها رقيب، بلكه منتقد جدي احمدينژاد هستند. هاشميرفسنجاني، مهدي كروبي، علي لاريجاني، محمدباقر قاليباف، محسن رضايي، احمد توكلي و مصطفي معين همه منتقد جدي عملكرد احمدينژاد هستند. گروهي همچون هاشمي و كروبي در جبهه اصلاحات به همراه خاتمي راهي ديگر براي انتقاد از احمدينژاد ميجويند و گروه ديگر مانند لاريجاني و قاليباف و محسن رضايي، روش ديگر.
شايد به همين دليل بود كه اين سه نفر، اخيرا نامهاي به يكي از مقامات عاليرتبه نظام ارسال و تاكيد كردند كه ميخواهند ليست جدايي از آنچه حاميان دولت و ديگر اصولگرايان منتشر ميكنند، ارايه دهند. گرچه پاسخ منفي گرفتند، اما آنها يك بار ديگر اين نامه را تكرار كردند و بعد از ديگران توصيهاي دريافت كردند كه افتراق لازم نيست و باديگران ليست مشترك بدهيد.
پس به همين دليل بايد خبري را كه 13 اسفندماه خبرگزاري فارس مخابره كرد و از ليست 35 نفره اصولگرايان سخن به ميان آورد، در همين راستا ارزيابي كنيم. گرچه خبر بلافاصله از سوي سايت اين خبرگزاري حذف شد و اين نيز نشان ميداد كه اختلافات، عليرغم توصيهها، پايان نيافته است.
انتخابات مجلس هشتم، انتخابات سرنوشتسازي براي اصولگرايان است. گويي اصولگرايان خود را بايد آماده زايش ديگري كنند؛ اتفاقي مانند ظهور كارگزاران در مجلس پنجم كه باعث شد جناح راست، ناگهان دوشقه شود و ضعيف گردد و توسط مردم از مناصب قدرت ناگهان كنار گذاشته شود. اين اتفاق در شرف وقوع است.
اين گزارش در سالنامه شهروند امروز منتشر شد.