

یک
پنجمين کنفرانس مطبوعاتي رئيسجمهور پس از حدود دو سال از تصدي رياستجمهوري ايشان برگزار شد. حدودا سالي دو مصاحبه برگزار کردهاند و اين براي دولتي که خود را مردمي ميخواند جاي تعجب دارد که چرا رئيس آن، فقط سالي دوبار مقابل نمايندگان رسانهها و افکار عمومي قرار ميگيرد.
در عين حال جاي تعجب اينجاست که حتي اجازه طرح سوال به خبرنگاران رسانههاي مستقل داده نميشود. برخي همانند خبرگزاري ايلنا از شرکت در اين نوع جلسات منع ميشوند و برخي مانند روزنامههاي منتقد دولت، اجازه طرح سوال نمييابند. تمام اين اتفاقات در حالي رخ ميدهد که قرار است در سال جديد نشانههاي «اتحاد ملي» نيز به نمايش گذاشته شود. آيا از منظر دولت «اتحاد ملي»، عدم پاسخگويي به روزنامههاي منتقد و منع رسانهها به جلسات آن است؟
دولت سيدمحمد خاتمي که از سوي برادران جناح راست به شدت تحت انتقاد بود، بيشترين ارتباط را با رسانهها داشت. رئيسجمهور سابق حداقل ماهي يک بار در ساختمان هيات دولت پذيراي خبرنگاران بود و اعضاي هيات دولت نيز جدا از کنفرانسهاي مطبوعاتي، در حاشيه ديدار رئيسجمهور و سخنگوي دولت سابق، با خبرنگاران درباره مهمترين اتفاقات روز به گفتوگو مينشستند. بيلان پاسخگويي بهرغم انتقادات، آنچنان بالا بود که همه مطمئن بودند بعد از يک اتفاق مهم سياسي، اجتماعي يا حتي اقتصادي نمايندگان دولت و رئيسجمهور در اولين جلسه خود به پاسخگويي درباره آن ميپردازند.
«سنت پاسخگويي» که اصولگرايان در دولت خاتمي به شدت دنبال آن بودند، در دولت اسلامي جناب احمدينژاد کمرنگ و کمرنگتر شد و حتي منتقدان محلي براي طرح مسائل اصلي نمييابند. آيا پاسخگويي اکنون بدل به اجراي يک شو نمايشي شده که قرار است سالي دو بار به صحنه برود و چند روزنامه خاص و از پيش تعيين شده سوالات کليشهاي خود را مطرح کنند؟ و پيامهايي از طريق اين صحنه رد و بدل شود و از سوالات اساسي غفلت شود؟
دو
با دستور فوري رئيسجمهور 15 ملوان نظامي انگليسي نيز آزاد شدند. حدود دو هفته پرفراز و نشيب را ايران طي کرد. در رسانههاي جهان، چهره خشني از ايران به نمايش گذاشته شد. از ابتدا اعلام شده بود که ملوانهاي انگليسي وارد آبهاي ايران شده بودند و مشغول تجسس بودند، در واقع به اين دليل آنها بازداشت شدند، اما ناگهان پس از آنکه نخستوزير انگليس يک زمان 48 ساعته براي گشايش بحران ملوانها به ايران داد، رئيسجمهور ايران آنها را آزاد کرد.
قصد بر اين نيست که يادآور شويم اقدام ايران در آزادي ملوانان پسنديده بود يا بازداشت آنها را تقبيح کنيم. تنها بيان اين نکته ضروري است که دستاورد ايران در اين ماجرا چه بود؟ ايران بارها اعلام کرد که اگر انگليسيها عذرخواهي کنند، ملوانان بازداشت شده آزاد ميشوند.
اما انگليس اقدام به اين کار نکرد و حتي آقاي بلر مهلت 48 ساعته به ايران داد. خوب جاي پرسش دارد که از رئيسجمهور بپرسيم اين عقبنشيني آشکار نشانه چيست؟ جناب احمدينژاد دولتهاي آقاي خاتمي و هاشمي را بارها به عقبنشيني در برابر غرب محکوم کرده است.
اکنون، ايشان چه پاسخي براي اين عقبنشيني آشکار پس از ضربالاجل نخستوزير انگليس دارند؟مگر ملوانان، متهم به تجسس در آبهاي ايران نبودند؟ آيا قرار است در آينده نيز اين چنين عقبنشيني کنيم؟ پس آن شعارها چه ميشود؟ و «ما ايستادهايم» سرانجامش چگونه است؟ اگر رئيسجمهور، اين اقدام را در اين شرايط لازم دانسته، چرا شرايط زماني را براي روساي جمهور پيشين در نظر نميگرفت و آنها را متهم به کوتاهي ميکرد؟