
بخشی از مطلبی که در آینده نو نوشتم
اين روزها تهران در يك ترافيك ديپلماتيك به سر ميبرد. سران و مقامهاي كشورهاي منطقه به ايران ميآيند و گويي پيامهايي را از ديگران براي ايران ميآورند، پيامهاي پنهاني از آمريكا. چنين است كه ناگهان براي اعلام آنچه «پيام» خوانده ميشود، از يك سو وزير خارجهء كشور جنوبي به ياد ايران ميافتد و از ديگر سو سران كشورهاي ديگر پا به خاك تهران ميگذارند. از يك طرف سعودالفيصل، وزير خارجهء عربستان با پيام عبدالله پادشاه عربستان به تهران ميآيد و از ديگر طرف عبدالعزيز حكيم، رييس مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق.با اين حال هيچكس به صراحت نميگويد «پيام»آورده يا ميانجيگر ايران بوده است، اما همه اذعان ميكنند كه براي وضعيت منطقه به تهران آمدهاند. مگر وضعيت منطقه چيزي جز ناامني در عراق، ناوهاي متجاوزگر آمريكايي در خليجفارس يا وضعيت نابسامان لبنان است؟ و مگر غير از اين است كه در تمام آنها آمريكا نقش اصلي را ايفا ميكند؟به همين علت است كه مقامات كشورهاي همسايه تا در ايران هستند، انكار ميكنند كه حامل پيام بودند يا پيام بردهاند، اما به محض اين كه خاك ايران را ترك ميكنند، مانند جلال طالباني، رييسجمهور عراق به گفتوگو مينشينند و خبر ميدهند كه پيام ايران را براي نمايندهء آمريكا در عراق بردهاند يا پيشتر پيام آمريكا را براي ايران آوردهبودند.پيش از اين نيز مشاور كاندوليزا رايس اعلام كرده بود كه آمريكا پيامهايي را ارسال كرده اما هنوز جوابي نگرفته است. با اين كه نمايندگان مجلس ايران در كميسيون امنيت ملي در يك جلسهء فوري موضوع پيشنهاد سناتورهاي آمريكايي را به بحث گذاشتند و به اجماع رسيدند تا مواضع خود را نيز به رييسجمهور ايران اعلام كنند...حتماً پيامهايي براي ايران رسيده. چنانكه پيشتر نيز سخنگوي وزارت خارجهء ايران بيان كرده بود حتماً ايران نيز پاسخي براي اين پيامها دارد.هر چند كه آن پيام خوشايند نباشد.