تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.

مثل این که پست قبلی من باعث سوتفاهم هایی شده است. از آن جمله خانم دکتر سمیه توحیدلو به این بهانه که من گفته ام انتخابات به سوی دو قطبی موسوی – کروبی پیش می رود برآشفته اند بنده را نواخته اند و به مهدی کروبی را تاخته اند.

ایرادی نیست. من همان زمانی که آقای خاتمی پا به این میدان گذاشتم پیش بینی کردم که ایشان تا انتها نخواهند ماند. هم در این وبلاگ به کرات نوشتم و هم با نزدیکان و هواداران سرسخت ایشان شرط بستم. نتیجه را نیز دیدیم. خاطرم هست با همین خانم توحید لو بارها برسر این موضوع و عدم ایستادگی آقای خاتمی صحبت کردم و یادآور شدم که خاتمی نمی ماند.

اکنون نیز براساس داده های موجود که در سطح جامعه هست بنده به این نتیجه رسیدم که بازی انتخاباتی ما وارد به سوی دو قطبی کروبی – موسوی می رود. یعنی اصلاح طلبان مجبور می شوند به یارگیری های بیشتری بپردازند و عملا ذهن و ضمیر جامعه را براساس امکانات موجود خود متوجه خود می کنند.

شما به سفرهای استانی موسوی و کروبی نگاه کنید و به جمعیت فراوانی که در شهرهای دور و نزدیک به پای سخنان آنها می آیند.

شاید لازم است توضیح بدهم که من احمدی نژاد را نادیده نگرفتم و نمی گیرم. معتقدم آرای آقای احمدی نژاد از 17 میلیون سال 84 به شدت ریزش کرده است اما این به منزله آن نیست که ایشان از اسب افتاده است.

آقای احمدی نژاد و تمام حامیان ایشان تلاش می کنند که در دور اولب انتخابات را به سود خود تمام کنند. پیش بینی می کنم اگر این اتفاق بیفتد آقای احمدی نژاد ناپلئونی رییس جمهور می شود. اما به احتمال زیاد و با توجه به قرائن انتخابات دو مرحله ای می شود. در این مقطع چه کسی است که با احمدی نژاد به مرحله دوم می ورد؟

الان موضوع این است. پیش بینی من این است که آقای کروبی به مرحله دوم می رود. شاید برای خانم توحید لو خنده دار باشد. شاید همراهان و دوستان مهندس موسوی این نوشته را به تمسخر بگیرند. مهم نیست. پیش از این هم خیلی ها سخنان دیگری می گفتند اما نشد. همه دیدیم. و همه نیز می دانیم که چرا نشد.

اکنون نیز مطمئن هستم احمدی نژاد یا در مرحله اول با فاصله کمی از نفر دوم رییس جمهور می شود و یا اگر نتواند در این مرحله پیروز شود با آقای کروبی به مرحله دوم می رود.

استدلال خودم را الان نمی گویم. اما دلایل زیادی برای این موضوع دارم و شواهد آن نیز کم نیست.

اما خواهر! یک نکته دیگر را نیز بگویم

این انتخابات رقابت چهره ها و احزاب نیز هست. کاش از خودتان سئوال می کردید که چرا کرباسچی از کارگزاران مستقل تصمیم گرفت. چرا عبدی از مشارکت برید. چرا باقی راهی را که بچه های مجاهدین انقلاب می خواستند نرفت، چرا مهاجرانی به رغم آن که وزیر خاتمی بود حاضر نشد رای خود را به سبد خاتمی بریزد. و چرا های دیگر

من نمی خواهم وارد این موضوع شوم دیدم خوانندگان شما نظرات جالبی ارایه دادند که حتما آنها را خوانده اید.

مردم به دنبال تغییر هستند. خیلی از آنها نیز نمی خواهند به آقای احمدی نژاد رای بدهند. و این نیز حق طبیعی آنهاست. این را که قبول دارید؟

برای کسی که دنبال تغییر است و نمی خواهد به احمدی نژاد رای بدهد چاره ای نیست جز آن که از بین موسوی و کروبی یکی را برگزیند. این را می پذیرید؟

انتخاب بین موسوی و کروبی باعث می شود هواداران دو طرف تلاش کنند آنها را جذب کنند. و این یعنی دوگانه موسوی – کروبی.حالا باور کنید یا نکنید ، بپذیرید یا نپذیرید همین است. به زودی علائو بیشتری از آن را خواهید دید. همین الان نیز می توانید در رفتار اطرافیان و دوستان خود دقیق تر شوید. 

Posted by اکبر منتجبی @ 5:29 |

با حمايت دكتر سروش از آقاي مهدي كروبي در انتخابات رياست جمهوري فكر مي كنم بازي انتخابات از اين به بعد بر روي دو نامزد اصلاح طلبان متمركز مي شود و دو قطبي موسوي - كروبي شكل مي گيرد. خصوصا وقتي روزنامه ياس نو به عنوان بازوي رسانه اي ميرحسين وارد اين ميدان شود، اين موضوع شدت مي يابد. در اين وضعيت محمود احمدي نژاد اگرچه رييس جمهوري است كه همه امكانات را در اختيار دارد اما جز نظاره گر ميدان نقش موثري نخواهد داشت. زيرا اكنون مي تو ان مردم را به چهار بخش تقسيم كرد. بخش اول آراي خود را به سبد آقاي احمدي نژاد به عنوان اين كه ايشان رييس جمهور است، مي ريزند. اما سه بخش ديگر اين گونه نيستند. آنها در دو حالت " سكوت " يا " حمايت از نامزد اصلاح طلبان"  در تردد فكري هستند. آنچه مشخص شده اين است كه بخش قابل توجهي از مردم نمي خواهند به محمود احمدي نژاد مجددا راي دهند.طبيعتا آنهايي كه راي به " ديگري " را در جغرافيايي سياسي ذهنخود دنبال مي كنند ، برنامه هاي كروبي و موسوي نقش اول را خواهد داشت.  اين نعمت بزرگي است و اگر آگاهانه و با درايت جمعي اصلاح طلبان مديريت شود،  به نظر مي رسد رييس جمهور آينده يك نيروي اصلاح طلب ( با درصدي تفاوت در روش ها ) نصيب مردم خواهد شد و احمدي نژاد آرا آرام در اين ميدان كمرنگ مي شود.

نكته مهم اين است كه جناح راست و اصولگرايان چه خواهد كرد. در اين ميان بخشي از آنها كه با احمدي نژاد قول و قرار گذاشتند ، همچنان از او حمايت تبليغاتي مي كنند اما بدنه و آن بخش هاي مهمتر كه سكوت كرده اند، به موسوي گرايش پيدا مي كنند. اين البته براي بدنه احزابي مانند مشاركت و مجاهدين خوشايند  و حتي قابل تحمل نيست كه ببينند در ميدان ولي عصر تهران بايد كنار اصولگرايان عكس هاي موسوي را بلند مي كنند. با اين حال ظرفيت موسوي و اصلاح طلبان را مي رساند.  

اگرچه همين موضوع وضع را براي مهدي كروبي بهتر مي كند. چرا كه آن كساني كه به گزينه اي غير از احمدي نژاد مي انديشند،از بين  از بين ميرحسين موسوي و كروبي به كسي راي مي دهند كه برنامه اقتصادي  داشته باشد.

مهندس موسوي اگرچه درباره اقتصاد و لزوم استفاده از مديران شايسته گذشته و كنار گذاشته سخن گفته اما برنامه اقتصادي خود را تاكنون تهيه نكرده و آنچه كه در جزوه توحيد و تعاون آمده بود با برنامه هاي اقتصادي روز كاملا فاصله داشت. اين اميدواري وجود دارد كه ايشان در فرصت اندك موجود برنامه اقتصادي خود را اعلام كند.

فكر مي كنم يكي از دلايلي كه ايشان تا كنون برنامه اي ارايه نكرده است به اين دليل است كه ايشان بيشتر درصدد بود گفتمان امام و انقلاب را زنده كند و از آنجايي كه مي پنداشت آقاي خاتمي در عرصه مي ماند لزومي نديد تا به سوي برنامه نويسي براي اداره كشور گام بردارد. اگرچه اكنون خيلي دير است اما اين نقصيه بايد سريعتر جبران شود. با اين حال تا كنون برنامه اقتصادي دكتر نيلي  كه آقاي كروبي از آن استفاده مي كند به گفته اقتصاد دانان كاملا عملياتي و بهتر از حرف و نظرات ديگران است.

نكته پاياني اين كه در شرايط فعلي اصلاح طلبان اين بازي برده  اند و نبايد آن را ببازند. الان همه چيز به سود اصلاح طلبان است و  آنها با توجه به اين كه دولت و مجلس را ندارند از اصولگرايان خيلي جلوتر هستند. مهندس موسوي داراي ارزش هاي بسياري است كه نمي توان ناديده گرفت. همين طور آقاي كروبي توانسته با سخنان و رفتار عملي خود نظرات مردم را در سطح وسيعي تغيير دهد.

چهار سال پيش مي توانستيم  و اين امكان وجود داست كه كانديداي خود را رييس جمهور كنيم و اين موقعيت را نيز داشتيم. اما تنگ نظري ها مانع از اين موضوع شد. الان حضور توامان آقايان كروبي و موسوي ذهن افكار عمومي به اين سو متمركز كرده است. اين موضوع در روزهاي آينده نمود بيشتري نيز خواهد يافت.

ممكن است برخي، جاهلانه بخواهند دوقطبي روحاني - مهندس را شكل بدهند. بايد به اين افراد ياد آور شد اين دوقطبي را چهار سال پيش نيز برخي دنبال كردند اما در اين 4 سال عملكرد رييس جمهور غير روحاني را نيز ديديم. مديريت و رضايت مندي مردم روحاني و غير روحاني نمي شناسد. در  دوران آْقاي احمدي نژاد كه رييس جمهور غير روحاني بود  اما به گواه كارشناسان اقتصادي و حتي  اصولگرايان نارضايتي ها و ناكارآمدي ها افزايش يافت.

پس مجددا قدم در راه بي بازگشت نگذاريم.

Posted by اکبر منتجبی @ 14:15 |

طبيعتا اين روزها كه در آستانه انتخابات رياست جمهوري هستيم وضع روزنامه ها نسبت به قبل خيلي بهتر شده و مردم براي اين كه در جريان اتفاقات قرار بگيرند سركي هم به اين روزنامه و آن روزنامه مي زنند و خبرها را بالا و پايين مي كنند تا بهتر بتوانند تصميم بگيرند.


روزنامه اين روزها خيلي وقتم را مي گيرد. خوشبختانه سير صعودي روزنامه همچنان ادامه دارد. تيراژ به نسبت قابل توجهي افزايش يافته است و روزنامه اعتماد ملي تا قبل از ظهر تمام مي شود. پيش بيني من اين است كه حتما خوانندگان روزنامه همچنان افزايش خواهند و يافت و اعتماد ملي تريبوني براي همه انديشه ها و انديشمندان خواهد شد. كما اين كه خيلي از كساني كه پيش از اين رغبتي براي انتشار مطلب نداشتند حالا نگاه خود را تغيير داده اند و يادداشت هاي خود را براي ما ارسال مي كنند. اين مايه افتخار ماست كه ميزبان همه نگاهها باشيم. اعتماد ملي مي خواهد روزنامه همه ايرانيان باشد. جايي براي نفس كشيدن و تامل كردن.


طبيعتا ما نمي خواهيم شرق باشيم و حتي نمي خواهيم تجربه موفق هم ميهن را تكرار كنيم. تجربيات گذشته براي ديگران بماند. و خاطره خوش آن براي ما. اعتماد ملي اگرچه روزنامه حزب است اما تجربه جديدي است كه روزنامه حزبي از خود برجاي مي گذارد. تجربه اي كه مي توانست پيش از اين اجرا شود اما به هر دليلي نشد. اين بار بايد سطح ديگري از روزنامه نگاري را با محمد قوچاني تجربه كرد. سطحي بالاتر و بهتر از گذشته.


الان صفحه طنزي كه توسط هادي حيدري راه اندازي شده به نظرم يكي از بهترين صفحات روزنامه است. همين طور صفحاتي رسانه هاي خارجي كه كاوه شجاعي و خانم سالمي منتشر مي كنند به نظرم خيلي خواندني است. صفحه حاشيه يكي از صفحات جديدي است كه طيف ديگري از خوانندگان را به خود جذب مي كند. صفحات تاريخ و انديشه از صفحات مشابه در روزنامه هاي ديگر خيلي متمايز است. فكر مي كنم انگيزه بسياري در اغلب بخش ها به وجود آمده تا هركدام كاري متفاوت ارايه بدهند. قصدي ندارم كه درباره تك تك صفحات نظر بدهم . خصوصا صفحات سياسي كه مسئوليت آن با من است. در اين باره قضاوت را برعهده خوانندگان مي گذارم .


طبيعتا هنوز به فرم نهايي نرسيده ايم. اما مي دانم و با شناختي كه از محمد قوچاني دارم احتمال مي دهم كه به سوي بهتر شدن قدم بر مي داريم.منتظر ..... جديد باشيد.


انتخابات رياست جمهوري خيلي توان و ذهن ما را به خودش مشغول كرده . اين البته هم خوب است و هم بد. چون در اين ايام مردم براي اطلاعات بيشتر روزنامه مي خرند تا به يك نتيجه قطعي درباره كانديداها برسند. اين فرصتي است تا اعتماد ملي جبران مافات كند. اما همين سرعت لازم را براي بهتر شدن مي گيرد. با اين حالل كشتي اعتماد ملي با تمام توان بچه ها و تحريريه به سوي جلو حركت مي كند.

 

من بنا به سهم كوچكي كه در سرويس سياسي اين روزنامه دارم، آماده يادداشت ها و نوشته هاي همكاران و دوستان و علاقمندان سياست هستم. تا بعد  

Posted by اکبر منتجبی @ 3:14 |
امروز در مرکز همایش های رایزن نمایشی از وحدت ملی برپا بود. از ابراهیم یزدی تا محمدی گلپایگانی حضور داشتند. واکنش این آدم ها نیز جالب بود. آن طور که من شنیدم خیلی از مهمان ها نمی دانستند که چه افرادی قرار است به این همایش خلیج فارس بیایند. تصور کنید که عبدالله نوری نشسته است ناگهان علی اکبر ناطق نوری وارد می شود و می خواهد برود ردیف اول بنشیند. عبدالله نوری را می بیند. بعد محمدی گلپایگانی می آید. ابراهیم یزدی آن سوتر نشسته است. یا هاشم صباغیان. یا رحیم صفوی که می آید کروبی را می بند اما انگار ندیده است. بی سلام و علیک می رود یک صندلی پیدا می کند که بنشیند. فایزه هاشمی و زهرا اشراقی را می بند که می آیند کنارش می نشینند. سید محمد خاتمی می آید. مطابق معمول سلام و علیک می کند و می رود کنار کروبی و ناطق نوری می نشیند و می گوید و می خندد. خیلی عجیب بود. نشان داد که برخی مواقع می توان زیر چتر بزرگی به نام ایران نشست و فراموش کرد تمام حب و بغض ها را. تمام عداوت ها و دشمنی ها. خاطرم نیست در این سال ها عبدالله نوری جایی رفته باشد که محمدی گلپایگانی چند صندلی آن سوترش نشسته باشد.

به آقای کاظم موسوی بجنوردی که مرام و مسلک ویژه ای دارد باید برای گردهم آوردن این افراد تبریک گفت. به او و تمام بچه هایی که در این کار تلاش ویژه ای داشتند.

Posted by اکبر منتجبی @ 21:56 |

یادداشتی که امروز در صفحه ۳ روزنامه اعتماد ملی چاپ شد

«چرا محمود احمدي‌نژاد در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري، لايحه‌اي را به مجلس مي‌آورد تا سن راي‌دهندگان از 18 به 15 سال تقليل يابد؟» اين پرسشي است كه اكنون محمود احمدي‌نژاد و تمام حاميان سياسي او بايد پاسخگو باشند. البته تحليل اين موضوع كه چرا لايحه كاهش سن راي‌دهندگان به مجلس هشتم تقديم مي‌شود، چندان پيچيده نيست. عملكرد نامناسب دولت محمود احمدي‌نژاد، در تمام حوزه‌ها باعث شده است كه از يك سو يأس عمومي در كشور حادث شود و از سوي ديگر رغبتي براي رياست‌جمهوري دوره دوم احمدي‌نژاد به وجود نيايد. به همين دليل است كه دولت نه فقط به پيروزي احمدي‌نژاد، بلكه به «مشاركت با تمامي مردم» نيز بايد توجه داشته باشد. پيروزي براي هر كانديدايي با حداقل شركت‌كنندگان نيز به دست مي‌آيد اما مشروعيت يك نظام سياسي و افزايش توان رواني يك حكومت تنها با مشاركت بالاي مردم در انتخابات حاصل مي‌شود.به همين دليل است كه ‌هاشمي‌رفسنجاني روز جمعه در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، به موضوع شركت مردم در انتخابات پرداخت و يادآور شد كه «اگر 40 ميليون نفر در انتخابات رياست‌جمهوري شركت نكنند، نشان از بي‌تفاوتي آنهاست.»اكنون دولت در دو جبهه مجبور است به مبارزه برخيزد. از يك سو يأس عمومي را فروكاهد و شوق انتخاباتي را ايجاد كند و از ديگر سو، احمدي‌نژاد پيروز انتخابات باشد. وضعيت دولت نهم، به مانند مثل معروف ايراني است كه بايد با يك دست 2 هندوانه را بلند كند. اين امكان‌پذير نيست و خود آنها نيز بهتر از هركس مي‌دانند كه چه اتفاقي رخ داده و چه نتيجه‌اي عايد شده است. لذا در اين شرايط سخت مجبورند از دو زاويه اين موضوع مهم را رفع و رجوع كنند. ابتدا اعلام مي‌كنند كه حدود 46 ميليون و 200 هزار نفر واجد شرايط راي دادن هستند و از سوي ديگر لايحه‌اي را به مجلس مي‌برند تا سن راي‌دهندگان از 18 سال به 15 سال تقليل يابد تا افرد بيشتري در انتخابات شركت كنند و مشاركت افزايش يابد.در خصوص شبه آماري، پيش از اين بسياري نوشته‌اند كه 46 ميليون و 200 هزار نفر آمار نادرستي است و طبق سرشماري مركز آمار در سال 85، اكنون 51 ميليون و 200 هزار نفر مي‌توانند راي بدهند اما چون دولت با كاهش شركت‌كنندگان روبه‌رو است، آمار واجدين شرايط را پايين اعلام مي‌كند تا درصدي كه از آمار شركت‌كنندگان اعلام مي‌كنند، چشمگير باشد.پس، در اين شرايط سخت است كه احمدي‌نژاد بايد 2 هندوانه را حدود 50 روز در يك دست خود داشته باشد تا آن را به مقصد برساند در حالي كه نه مجلس به او كمك مي‌كند تا 15 ساله‌ها وارد انتخابات شوند و نه شوقي براي مردم مانده تا دوباره دولت نهم را بر سر كار ببينند.

Posted by اکبر منتجبی @ 15:51 |
مدتی هست که در روزنامه اعتماد ملی با بروبچه های شهروند امروز مستقر شده ایم. کم و بیش همه خبر دارند که محمد قوچانی سردبیر اعتماد ملی شده است و خدا را شکر روزنامه رو به پیشرفت است. من هم از وقتی جواد دلیری رفت روزنامه فرهیختگان ( که قرار است به زودی منتشر شود ) در سرویس سیاسی مستقر شدم. فضای روزنامه خیلی خوبه. البته ساختمان درست و حسابی ندارد که امیدوارم فکری به حال آن بشود. قوچانی تعداد صفحات روزنامه را تا ۲۴ صفحه افزایش داد و این امکان فراهم شد تا از بچه های شهروند امروز نیز استفاده شود. فقط سایت آن کمی مشکل دارد که امیدوارم آن نیز حل شود. نکته دیگر این که اگر دوستان مطلب یا گزارشی داشتند و می خواستند در اعتماد ملی منتشر شود در خدمتیم.
Posted by اکبر منتجبی @ 9:19