تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.

در آخرین شماره شهروند امروز که دو هفته پیش منتشر شد، خبر دادم که مهندس میر حسین موسوی این بار برای انتخابات ریاست جمهوری عزمش جدی است و حتی یکی از چهره های بلندپایه اصولگرا به دیدار او رفته و از او خواسته که در انتخابات شرکت کند.

در آخرین شماره شهروند امروز که دو هفته گذشته منتشر شد، خبر دادم که مهندس میر حسین موسوی این بار برای انتخابات ریاست جمهوری عزمش جدی است و حتی یکی از چهره های بلندپایه اصولگرا به دیدار او رفته و از او خواسته که در انتخابات شرکت کند.

خوشبختانه در این روزها خبرهایی که در خصوص مهندس میرحسین موسوی منتشر می شود بیشتر شده است منتها متاسفانه بخشی از اصلاح طلبان که حامیان پروپاقرص آقای خاتمی هستند نه تنها از حصور میر حسین موسوی برای کاندیداتوری استقبال نمی کنند بلکه هر رفتاری که باعث شود خاتمی منفعل شود مسکوت می گذارند. و حتی با جعل خبر در سایت ها و رسانه های نوشتاری خود تلاش می کنند همه اخبار را به سود اهداف خود ( و نه آقای خاتمی ) مصادره کنند. نمونه آخر آن نیز داستان جعل خبر حمایت میر حسین موسوی از خاتمی است. نمونه های دیگر آن نیز دیدار اعضای پویش با آقای نوری بود که دفتر آقای نوری خبر را تکذیب کرد.

اخباری درباره میر حسین

1- از قرار معلوم اخیرا آقای میر حسین موسوی اخیرا درباره دولت های آقای هاشمی و خاتمی ابراز نظر کرده و دلیل آورده اگر در دوره های گذشته ( سال 76 و سال 84 ) قبول نکرده که در انتخابات شرکت کند به این دلیل بوده که رویه دو رییس جمهور را با وجود آنتقاداتی در حوزه اقتصادی و سیاسی قبول داشته اما اکنون این چنین نیست. به همین دلیل ایشان در حال حاضر به تکلیفی درقبال ایران دارد می اندیشد و به این نتیجه رسیده است که بر خلاف دوره های پیش جدی تر به ماجرای انتخابات ریاست جمهوری بیندیشد.

2- گویا وقتی اطرافیان مهندس میرحسین موسوی مانند گذشته فعالیت های خود را برای ترغیب ایشان جهت شرکت در انتخابات آغاز کرده و خبر آن را به مهندس داده اند ایشان مانند دوره های گذشته این افراد را منع نکرده اند. قبلا مصرا می خواستند که دوستان کار تبلیغاتی انجام ندهند اما این بار درقبال رفتار عملیاتی – تبلیغاتی دوستان خود سکوت کرده است.

3- اتفاق دیگری که رخ داده ، این است که دو چهره ( یکی از اصلاح طلبان و یکی از اصولگرایان ) به دیدن میر حسین رفته اند و از او رسما درخواست کرده اند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند.

4- تکذیبیه دفتر ایشان به خبر سایت یاری نیوز (که توسط دو حزب سیاسی اصلاح طلب حمایت می شود) نشان می دهد که این بار ایشان جدی است. ضمن آن که شنیدم اعضای پویش ( حامیان خاتمی ) درخواست دیدار با میر حسین موسوی داشته اند اما ایشان تاکنون نپذیرفته با آنها دیدار کند. چنانکه آیت الله صانعی و آیت الله موسوی اردبیلی نیز درخواست آنها را نپذیرفتند.

5-  شنیده ام آقای کروبی گفته است که اگر میرحسین موسوی وارد انتخابات شود، به نفع او کنارگیری مب کند. امیدوارم آقای خاتمی نیز این موضوع را بپذیرد و خود شخصا از ایشان حمایت کند. همین طور حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب نیز در این ایام ، در ذکر دلایل خود برای حمایت از آقای خاتمی، مکرر اعلام می کردند خاتمی در مقابل دیگر نامزدهای جبهه اصلاحات ( بخوانید مهدی کروبی ) از آرا و استقبال بیشتری برخوردار است. اگر ملاک همچنان محبوبیت و آرا باشد ، میرحسین از هر نامزد دیگری حتی آقای خاتمی، محبوب تر و آرای بیشتری دارد. ضمن آن که عقبگرد هم نکرده ایم.

نتیجه گیری

اکنون که نشانه های حضور مهندس میر حسین موسوی افزایش یافته، لازم است که پرتوان از ایشان حمایت و او را ترغیب کرد که در انتخابات شرکت کند. فکر می کنم اگر برخی از احزاب و سازمان ها و تشکل های سیاسی اصلاح طلب خودمحوری را کنار بگذارند می توانند به راحتی باجمیع اصلاح طلبان بر نام میرحسین موسوی اجماع کنند. متاسفانه اخیرا یک خط تخریبی علیه ایشان آغاز شده است. برخی با این بهانه که نگاه اقتصادی یا سیاست خارجی میرحسین موسوی را نمی پسنند و این نگاه قدیمی و متغلق به دهه 60 است و میرحسین در آن دهه فریرز شده است می خواهند ایشان را از آمدن به عرصه انتخابات محروم و مایوس کنند. درحالی که اگر میرحسین بیاید دعوای حیدری – نعمتی نظرسنجی و شورای حکمیت هم پایان می یابد میرحسین نیازی به هیچ کدام از این مکانیزم ها ندارد. ضمن آن که اصولگریان اصیل و متدین جامعه نیز از او حمایت می کنند. رقابت واقعی باید بین احمدی نژاد و میرحسین موسوی صورت بگیرد نه کس دیگر. تنها شخصیت معتبر و مهمی که می تواند به راحتی از فیلترهای نظارتی عبور کند و احمدی نژاد را به راحتی با یک شکست سنگین روبرو کند.

Posted by اکبر منتجبی @ 1:14 |

محمد قوچانی و محمدعطریانفر در تحریریه شهروند امروز . طبیعتا درباره توقیف صحبت نمیکنند. چون این عکس را جدیدا نگرفتم. مدتها پیش گرفته بودم. فکر می کنم آنچه ردو بدل می شد درباره انتخابات ریاست جمهوری بود. داشتیم در این باره صحبت می کردیم که من به صرافت افتادم یک عکسی از این دو نفر بگیرم. بچه ها همیشه قدردان قوچانی بودند و هستند.

 

 

حسین یاغچی دبیر بخش خبرنامه بود. تقریبا سخت ترین قسمت کار ما با او بود. همیشه از او قول می گرفتیم که از ساعت ۵ بعد ازظهر صفحه بندی را شروع کنه. اما او راس ساعت ۵ غیبش می زد. کی می دونه کجا می رفت؟ ساعت ۹ می آمد. و هنوز هیچ کاری نکرده بود. تازه اعتراض هم که می کردیم آخه این چه وضع کار کردن است می گفت : من که از ساعت چهار دارم صفحه می بندم !!!!!  ( معععععععععععععععععععععععععععع )

 

 

 

محمد طاهری دبیر بخش اقتصادی. تقریباهر هفته از دستش عاصی بودیم. می دانید بنده خدا همیشه کارش آماده بود اما " فقط ۳۰۰ کلمه " مانده بود که بنویسه و همین ۳۰۰ کلمه ناقابل تا ۶ صبح طول می کشید. ایشان استعداد شگرفی در وبگردی ( و نه البته  عکس گردی ) دارند و دوستان نزدیک به ایشان می گویند که یک نیمچه بیماری هم دارد ( !!! ) البته بیماری ایشان جزو بیماری های خاص هست که دوای آن هرجای پیدا نمی شه. خدا همه بیماران را شفا بدهد از جمله ایشان و محمد رهبر ( دبیر بخش اجتماعی ) را.

 

رضا خجسته رحیمی دبیر بخش تاریخ. " آقا بیا ببند دیگه!!! " این جمله خاص تقریبا هر هفته از زبان رضا جاری و ساری می شد. اما مگه آن محمد طاهری بالایی گوش شنوایی داشت؟ مگه امیر قادری ( آخ آخ اعجوبه ای است ) حرف شنوی داشت. نهایت این که آقا رضا که دیبر تحریریه هم بود بی خیال این جمله و آقایانی فوق الذکر شد. رضا زحمت زیادی برای شهروند می کشید. دستت درد نکنه. 

 

احمد زیدآبادی. یکی از به ندرت روزهایی که احمد از پشت صندلی بلند شد و با یک نفر دیگر صحبت کرد. او از ساعت ۱۰ صبح می آمد شهروند می نشست پشت کامپیوتر و تا آخر شب که می رفت اصلا از روی صندلی بلند نمی شد. مگر این کار خیلی خیلی واجبی پیش می آمد. تازه در دفتر قبلی شهروند که صندلی کم داشتیم ، گاهی کارها واجب هم به تاخیر می افتاد. انصافا احمد زید آبادی از بهترین تحلیل گران سیاست خارجی ایران است. میزش دو سه تا آن طرف تر از من قرار دارد.  

 

 

آقای عطریانفر. آخرین شبی که گزارش من را داشت می خواند. شایعه توقیف پیچیده بود اما ما وقتی برای این که این شایعات را دنبال کنیم نداشتیم. من آخرین " پیش خبر " را نوشتم . بچه ها با شنیدن شایعه می آمدند شهروند . شبی بود. شهروند غریبانه و بی سر و صدا آمد اما با سروصدا رفت. امیدوارم دوباره منتشر شود. آقای عطریان یه کاری بکن.ما شهروند می خواهیم. توی این شهر قحطی شهروند آمده! 

 

 

گاهی میهمان داشتیم. آقایان محمد رضا خاتمی و غلامحسین کرباسچی. آقا رضا خاتمی البته از رویه شهروند گلایه مند بود . خوب برخی از بچه های شهروند از آقای خاتمی در انتخابات حمایت نمی کنند و این پوشیده نبود و نیست. اما برخی از گروهها و احزاب می خواستند شهروند از خاتمی حمایت کند. نامه آقای آرمین را که یادتان است؟ اما شهروند خط تبلیغی آقای خاتمی نشد. روزنامه های دیگر خوب هستند دیگه. فکر می کنم الان هم هواداران آقای خاتمی و هم حامیان دولت آقای احمدی نژاد ، شنبه ها یک نفس راحتی می کشند.

 

یک بار هم میهمانی دادیم. ماه رمضان بود. معرف حضور که هست . آقایان عطریان نفر و ابراهیم اصغر زاده و هادی خانیکی. دریک مقطعی هر سه نسبت به هم منتقد جدی بودند. اما رفتار سیاسی مانع رفاقت های قدیمی نیست. مشارکتی ها اصلا ابراهیم اصغرزاده را نمی پذیرند. اما خانیکی جنس دیگه ای دارد. پر از رفاقت است. 

 

البته گاهی و ناگهان دو نفر که خیلی مراوده ای ندارند، کنار هم قرار می گیرند ولی اختلافات گویا حل نمی شود. آقای عباس عبدی نویسنده ثابت شهروند امروز بود. که همه شهروندی ها  تحلیل های سیاسی او در حوزه داخلی را خیلی دقیق می دانیم. از زمانی که از حزب مشارکت خارج شد، آقای مصطفی تاج زاده استراتژیست این حزب شد اما... بگذریم. اصلاح طلبان از شورای دوم شهر و روستا مرتبا شکست خوردند. کسی می داند چرا؟   

 

هادی خسرو شاهین. دبیر بخش بین الملل. فکر کنم هنوز توی شوک خبر توقیف است. وقتی خبر را شنید تا چند روز منگ بود. عکس را که نگاه کنید خودتان می فهمید. البته عکس را زمانی گرفتم که کارش تمام شده بود. کار خودش نه. کار صفحاتش. خستگی دو شبانه روز بی کار و بی خوابی را در شهروند امروز یک سال و نیم تجربه کردیم. صبح ۵ شنبه همه ولو می شدیم.

 

 

 

 یکی از روزهایی که با سر و وضع نامرتب و نتراشیده به دیدن آقای خاتمی رفتم. اختلافات به جا . دوستی ها هم به جا. یک بار قوچانی حرف درستی زد که " ما بهترین دوستان آقای خاتمی هستیم . این را بعدها می فهمد." دیدار با خاتمی فکر کنم روز شنبه بود. یک سر رفتم دفتر ایشان و سریع باید بر می گشتم شهروند امروز که کارها مانده بود. آقای خاتمی آن روزها بنای نیامدن داشت. این روزها گویا نظرش تغییر کرده و مصمم شده است که بیاید. تا خدا چه خواهد . فکر کنم آن آقا مصطفی بالایی دارد به خواسته اش می رسد.  

 البته من در این مدت نتوانستم عکسی از بچه های دیگر مثل فرید مدرسی،مهدی یزدانی خرم، محسن آزرم ( با انضباط ترین فرد مجموعه )، امیر قادری ( اصلا نمی اومد که عکس بگیریم . از روزی که شهروند توقیف شده تک زنگ هم نزده!!! البته ایشان را باید توی کله پاچه فروشی یدا کرد. در حال خوردن سیرابی. ) ، برادارن فیض اللهی  ( معروف به برادران رایت) ، مجید رئوفی و دوستان دیگر که انشا الله در فرصت بعدی. البته یاد آقای ابطحی هم بخیر. پا کردیم توی کفش ایشان. ببخشید.

Posted by اکبر منتجبی @ 14:4 |

درباره شهروند امروز به زودی مطالبی مینویسم. اگر تا الانم چیزی ننوشتم دلایلی داشته ، که مهم ترین آن خود شهروند است. شایعات که آغاز شد، برخی خواسته نا خواسته به آن دامن زدند. ما بی توجه به کارمان ادامه دادیم. هنوز هیچ کس به ما هیچ خبری نداده بود. تاروز شنبه ساعت ۴ بعد از ظهر که حکم را ابلاغ کردند. بیش از این توضیحی نیست. امیدوارم کسانی که پیگیر کار هستند به نتیجه برسند. امیدورام شهروند امروز بار دیگر رنگ خورشید را ببیند.

Posted by اکبر منتجبی @ 8:2 |

پيش بيني آقاي احمدي نژاد درباره رفتار قدرتمداران آمريكا خاطرتان است؟ كه گفته بود : "من 2 سال است که اعلام مي كنم آمادگي دارم با بوش در نيويورك و در حضور خبرنگاران مناظره كنم. گفتگو مشكلي ندارد اما بعيد مي دانم اجازه دهند اوباما بيايد و ریس جمهور شود. مناسبات قدرت در آمريكا را مي شناسيد. آنها در قدرت بسيار خشن عمل مي كنند و راي مردم تضمين شده نيست."

اكنون اوباما رييس جمهور آمريكا است.

اول : تحليل رييس جمهور ايران اشتباه از آب در آمد. اين تحليل يا از آن خود ايشان بوده يا مشاورانشان . كه در هر صورت بايد خود را اصلاح كنند و تغييرات بنيادين در آرا و افكار خود بدهند.

دوم : اكنون كه اوباما رييس جمهور شده است آيا آقاي احمدي نژاد براي او پيام تبريك مي فرستد؟ بالاخره در سخن ايشان درباره اوباما نوعي حمايت ضمني ديده مي شود.

سوم : من انتخابات آمريكا را لحظه به لحظه دنبال كردم از طريق شبكه هاي خارجي. تا كنون خبري دال بر "رفتار خشن" از سوي " قدرت " آنها نديدم. خبري هم تاكنون دراين باره منتشر نشده كه مثلا اوباما را تطميع ، تهديد ، تخريب و يا تنبيه كرده باشند. پس مناسبات قدرت در آمريكا خصوصا در انتخابات آنچنان كه ما مي پنداريم نيست. فكر مي كنم توهمي نسبت به ليبراليسم وجود دارد كه بايد آن را اصلاح كنيم.

چهارم : راي مردم در آمريكا تضمين شد. آيا راي مردم ايران در انتخابات سال آينده تضمين مي شود؟ بسياري اعتقاد دارند آراي مردم در انتخابات رياست جمهوري سال 84 دست كاري شد. آقاي كروبي ، آقاي هاشمي ( كه شكايت خود را به خدا برد ) ، آقاي معين ( كه معتقد است آرا واقعي او قرائت نشد و دوستانش هم پيگير ماجرا نشدند) و آقاي احمدي نژاد ( كه كلهر مشاور او به خود من گفت كه آراي واقعي احمدي نژاد بيش از 21 ميليون بود اما فقط 17 ميليون آن را خواندند)

خوب حالا كه همه داعيه دار هستند، چه كسي از راي مردم ايران حفاظت مي كند

Posted by اکبر منتجبی @ 15:31 |

برخی از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب با سیدحسن خمینی دیدار و از او تقاضا كردند تا در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده نامزد شود. اما ایشان به سه دلیل پیشنهاد را رد و مخالفت خود را با نامزدی در انتخابات اعلام كرد. تحلیل كسانی كه به دیدار سیدحسن آقاخمینی رفتند، این بود كه حضور او در انتخابات، نه تنها نعمتی برای جناح اصلاح‌طلب بلكه برای اصولگرایان اصیل نیز غنیمت است...( ادامه در اينجا)

Posted by اکبر منتجبی @ 13:54 |

 داستان استيضاح آقاي علي كردان به لحظات پاياني خودش نزديك مي شود. به نظرم استيضاح كردان از سوي دو طيف در حال انجام است و قطعا در اين استيضاح مجلس پيروز خواهد شد. هر چند كه من فكر مي كنم ماندن و بودن كردان در وزارت كشور بهتر از هر كس ديگري است كه احمدي نژاد معرفي خواهد كرد.  

فكر مي كنم دوطيف در مجلس به دنبال بركناري علي كردان هستند. گروه اول اصولگرايان مخالف احمدي نژاد هستند و گروه دوم اصوگرايان حامي رييس جمهور. البته هر دو طيف نيت و انگيزه متفاوتي دارند.

 گروه اول كساني هستند كه انتقادات بسياري از عملكرد اقتصادي و سياست خارجي احمدي نژاد دارند اما به هر دليل در طول مجلس هفتم و هشتم نتوانستند دولت را رام خود كنند، آنها مكررا به دنبال تضعيف احمدي نژاد بودند واز هر فرصتي استفاده مي كردند و مي كنند. پس ماجراي كردان نه تنها اولين بلكه ادامه رفتار هاي گذشته آنهاست. ضمن آن كه ماجراي مدرك كردان و پس زمينه ذهني جامعه درباره اين اتفاق و ماجراي جعل مدرك را بهترين زمان براي نيش زدن به احمدي نژاد مي دانند.

 گروه دوم اما اين هدف و انگيزه را ندارد. اين گروه از دوستان و حاميان احمدي نژاد در مجلس هستند. آنها مي خواهند بغض فروخفته خود را كه در ماجراي رحيم مشايي خفه شد ، اين بار با صداي بلند فرياد بزنند. اگر احمدي نژاد در ماجراي مشايي درايت به خرج مي داد و سر سختي از خود نشان نمي داد، امروز كردان حاميان بيشتري در مجلس داد. به همان نسبت اگر در ماجراي راي اعتماد كردان ، از رهبري براي خود خرج نمي كرد وضع امروز اين چنين حاد نبود. بالاخره عدم توجه احمدي نژاد به منتقدان اصولگراي خود يك جا سر باز مي كرد و اكنون بهترين موقعيت است كه هم موافق و هم مخالف احمدي نژاد در مجلس، قدرت نظارتي خود را به رخ او مي كشند.

 به همين خاطر من فكر مي كنم علي كردان درحال قرباني شدن است. قرباني احمدي نژاد و مشايي . و اين البته جوانمردانه نيست. اگرچه اخلاق به سياست راهي ندارد. ضمن آن كه در اين بازي و جنگ قدرتي كه بين مجلس و احمدي نژاد آغاز شده، آن كسي كه پيروز است احمدي نژاد است. در واقع بازي براي احمدي نژاد برد – برد است. به خاطر اين كه اگر استيضاح كردان راي بياورد ، احمدي نژاد وزير ديگري را كه قطعا تندروتر از كردان است معرفي مي كند و مجلس به علت اين كه كردان را انداخته ناچار از اين است كه به وزير پيشنهادي راي اعتماد بدهد.فراموش نكنيم كه احمدي نژاد مي خواست سيد مهدي هاشمي را براي وزارت كشور معرفي كند اما مجلس پيام داد كه مخالف اوست و او كردان را با خواست همين نمايندگان معرفي كرد.

اما اگر كردان بماند و راي استيضاح او راي نياورد ، باز احمدي نژاد برنده بازي است. چرا كه توانسته يكبار ديگر مقابل مجلس ايستادگي كند.

پس مجلس تنها بازنده اين بازي است و كردان قرباني بزرگ آن.   

Posted by اکبر منتجبی @ 4:17 |

سفر به جمكران مازندران

گفت‌وگو با عسگر نصیرایی، امام جماعت و تولیت مسجد محدثین:بگذارید مردم بگویند جمكران دوم

این روزها، خصوصا در لیالی قدر، بحثی در خصوص اینكه «جمكران دوم» راه افتاده و برخی در حال ترویج آن هستند، آغاز شد. ماجرا نیز از سخنرانی حجت‌الاسلام علی‌اكبر ناطق نوری در مرقد امام خمینی آغاز شد كه خبر داد در گوشه‌ای از ایران، برخی جمكران ثانی را ساخته‌اند. سخن او اعتراضی بود. اعتراض به كسانی كه مرز دین و خرافات را برداشته و آن دو را به هم آمیخته‌اند و در این ایام به بهانه طرح مهدویت، خرافات را ترویج می‌كنند…..  ( ادامه مطلب را اینجا بخوانید )

عبدالله نوری: چك سفید نمی‌دهم

 به تاكید نوری اگر وی مشاهده كند كه نامزد اصلاح‌طلبان با ضعف‌ها و كاستی‌ها مماشات نكرده و رفتار متفاوتی نسبت به گذشته در پیش گرفته باشد، از او حمایت خواهد كرد در غیراین صورت به هیچ نامزدی چك سفید امضا و تأییدیه مطلق نمی‌دهد. نوری در این دیدار به صراحت سخن گفت و از خلال گفته‌هایش معلوم شد كه تاكنون از هیچ نامزد و فردی كه قصد شركت در انتخابات را دارد یا احتمال حضور او می‌رود، حمایت نكرده است… ( ادامه مطلب را اینجا بخوانید )

 

Posted by اکبر منتجبی @ 23:25 |

دوست ندارم درباب اين كه خاتمي نمي آيد سخن بگويم كه يكي دوباري تحليلم را از اين بابت نوشتم و همچنان معتقدم اين سيد ميدان را براي حضور خود نه آماده مي بيند و نه خود رغبتي دارد و نه شرايط ، شرايط 76 است كه او بيايد. هاشمي رفسنجاني در سال 84 كه از او دعوت مي كردند در انتخابات رياست جمهوري شركت كند جمله اي طلايي گفت كه هنوز از خاطرم نرفته است. او به خانواده و اطرافيان خود گفته بود شركت من در انتخابات رياست جمهوري مثل كوهنوردي است كه يك بار قله اي را فتح كرده و حالا باز بعد از چند سال مي خواهد همان راه  را برود و آن را دوباره فتح كند. من يك بار از اين قله بالا رفتم و فتح دوبارع آن سخت است. اين سخن او ،اين روزها مرتبا يادآورم مي شود و از همين باب مي دانم وقتي فتح آن قله براي هاشمي ، تنها سياستمدار زبردست ايران، سخت است براي خاتمي بسيار سخت تر و گران تر خواهد بود.     

 اما شايد اين پرسش ايجاد شود كه اگر خاتمي نمي خواهد در انتخابات شركت كند چرا اين همه ديدار دارد و چرا اين چنين سخن مي گويد. به باور من ، آقاي خاتمي اين روزها را بهترين زمان براي، اصلاح طلبان و اصلاحات مي داند تا از وراي اين ديدارها سخن بگويد و از وضع موجو ابراز گله كند.

 در طول سه سال گذشته محمود احمدي نژاد و يارانش ، بي رحمانه بر خاتمي و يارانش تاختند و دوران 8 ساله او را زير سووال بردند. از اظهارات خانم رجبي كه از سمپات هاي دولت است تا بالاترين رده هاي دولت و شخص آقاي احمدي نژاد ، ناجوانمرادنه به خاتمي تاختند و دولتش را نواختند و آنها را به گونه اي " غارتگر بيت المال" و "دين سوز" معرفي كردند. در حالي كه چنين نبود. چه كسي دين سوزي كرد؟ و چه كسي بيت المال را غارت كرد؟ مديران آن دولت اين دولت را كنار هم بگذاريد و شايستگي ها و لياقت ها را متر بگيريد.

 اكنون خاتمي ، مجبور است در اين وانفسا به دفاع از خود برخيزد و در وراي دعوت از او براي انتخابات بغض فرو خفته خود را فراموش كند با صداي بلند از ناكامي اين دولت و مردانش در سياست خارجي و اقتصاد بگويد و يادآورشود ، شماها كه از معيشت مردم سخن مي گفتيد ، نان مردم را آجر كرديد.

 از اين موضوع كه بگذريم به باور من همايش سه گانه اي كه اين روزها انجام شد بي حكمت نيز نبودند. خاتمي قدرت خود را در به ميدان كشيدن مردان بزرگ جهان به رخ كشيد و در همايش خود نشان داد كه همچنان محبوب است، چنانكه مهدي كروبي نيز چنين كرد و سياستمداران ايران و ديپلمات هاي ريز و درشت را به ميدان حزبي خود فراخواند. همه حرمت شيخ را نگه داشتند و احترامش را واجب و يادآور شدند كه در ميدان شيخوخيت اين اوست كه ميدان دار است.

 خاتمي نيز اين پيام را به ديگران و دوستان خود داد كه بايد كسي را به ميدان آوريم كه قدرت چانه زني داشته باشد چون اختيارات رييس جمهور به اندازه نيست و بايد رفت پشت سر كسي كه در اين شرايط و با اين اختيارات مي تواند كار كند. و اين سخن جز كروبي چه مخاطبي دارد.

 نمايش قدرت شيخ مهدي كروبي وجه ديگري از اصلاح طلبي بود و نمايشي از "چانه زني " كه به واقع تنها اوست درميان اصلاح طلبان كه هم مي تواند زبان سرخ داشته باشد و هم سرش را برباد ندهد و هم حرفش را به كرسي نشاند. چنانكه در ماجراي لقمانيان چنين كرد و چنانكه بارها به دفاع از مظلوماني پرداخت كه "ديگران" يا سكوت كرده بودند و يا بناي ديدار با آنها نداشتند. كساني مانند دراويش گنابادي كه با بغض فروخفته خود تخريب حيسينه خود را ديدند. كساني چون خانواده ملي مذهبي هاي زنداني كه راهي جز خانه و كاشانه كروبي پيدا نكردند و كساني مانند دانشجويان دربند و زندانيان سياسي كه ديدند اين چانه زني شيخ مهدي كروبي است كه به مدد آنها مي آيد.

 اما اين نمايش قدرت ضلع سومي نيز داشت كه بسياري از دوستان آن را با سكوت توام كردند و آن سفري بود كه محمود احمدي نژاد به گيلان كرد و ريز و درشت را به خيابان كشاند تا به كساني چون من و ديگراني كه مي گويند او با ريزش آرا مواجه شده يادآور شود كه همچنان پايگاه دارد و هستند خيل كساني كه او را همچنان بر ديگران ترجيح مي دهند.

 اين سه اتفاق نشان داد كه انتخابات سه كانديداي مهم دارد. خاتمي ، كروبي و احمدي نژاد و ديگراني كه تاكنون خود را ارايه و اعلام كرده اند يا نامي از آنها مطرح است ، به واقع هيچ هستند. مگر اين كه چهر جديدي پا به ميدان بگذارد. كسي مانند كرباسچي يا عبدالله نوري كه البته بعيد است.

 اما اين سه نفر ( خاتمي و كرو بي و احمدي نژاد ) هر كدام امتحان خود را براي مردم خوب پس دادند. خاتمي و يارانش ، كروبي و دورانش ، احمدي نژاد و مشاورانش . اكنون مي توانيم به واقع تصميم جدي تري بگيريم و از هر كس كه پا در رقابت ها مي گذارد جدي سووال كنيم؟

 من به عنوان يك جوان ايراني و روزنامه نگاري كه نه سري در ميان قدرت دارم و سودايي را درميان احزاب مي جويم و نه از اين و آن حزب خط مي گيرم ، شك ندارم كه آقاي خاتمي پا به عرصه انتخابات نمي گذارد اما اگر تصميم دوباره دارد كه اين قله را دوباره فتح كند ، بايد بيايد به سووالات جدي و مهمي كه وجود دارد پاسخ دهد. سيد محمد خاتمي هنوز هم از هركس برايم محبوب تر است اما چرا نبايد از او بپرسم كه فتح دولت چه ارزشي داد وقتي نمي توانيم حتي تپه اي را فتح كنيم؟ فتح دولت چه فايده كه حتي نمي توانيم امنيتي براي خود و همراهان خود فراهم كنيم؟ فتح دولت چه فايده كه به گاه حادثه نكبت بار كوي دانشگاه و بازداشت اين دوست و آن روزنامه نگار و  اين دانشجوي غريب و آن مردان پاك ، كمر درد پيشه كنيم و در خانه بمانيم؟ چرا حتي نتوانيم به وعده اي كه مي دهيم . چرا بايد راهي را كه رفتيم و به نتيجه نرسيديم، اين بار هم برويم؟ و غم انگيز تر آن كه مي گويند اين بار هيچ كس نبايد توقعي از خاتمي دشته باشد. چرا نبايد داشت؟ و چرا بايد سكوت كرد و سخن نگفت و پرسش نكرد؟ مگر قرار است به قدرت برويد كه تنها پست و وزارت بگيريد؟ چرا نبايد توقع داشت در حالي كه  با او يك بار اين مسير را رفتيم و نتيجه نگرفتيم.

از مهدي كروبي سووال دارم. از او كه مي دانم صداقتش در رفتارش آنچنان است كه به كلام نمي آيد و بيش از اين كه زيبا سخن بگويد ، عمل مي كند. اين كه خط قرمز او كجاست؟ شجاعت او را اگرچه در انتخابات رياست جمهوري 84 ديديم اما فراموش نكرديم كه او نيز گاه گاهي سكوت اختيار كرد. با اين حال او نيز نه تنها پاسخ گوي من كه بايد پاسخ دهد كه اگر قرار است روزي بنابر مصلحت عقب نشيند اين عقب نشيني تا كجاست؟ اگر از او خواستند كه اين يا آن مديرش را عوض كند ، چه مي كند؟ اگر از او خواسنتد كه كابينه اي همسو با مجلس راستگرا بيچيند چه جوابي مي دهد؟ اگر قرار شد انتخاباتي مانند انتخابات مجلس هفتم را برگزار كند در قبال بي شمار كساني كه رد صلاحيت شدند، چه واكنشي از خود بروز مي دهد؟

اما از احمدي نژاد سووالي ندارم. كه او خود را پاسخ گوي ما نمي داند و نمي بيند. گرچه پاسخ تمام  سووالاتي كه دارم و داشته ام ، گرفته ام.با اين حال پنهان نمي كنم كه مهمترين رقيب اصلاح طلبان است و اين زهي خيال باطل است كه كساني بپندارند او پايگاهي ندارد. اگرچه ممكن است تاريخ از او به نيكي ياد نكند.

Posted by اکبر منتجبی @ 4:26 |