
مسيح علي نژاد اخيرا كتابي يا بهتر است بگويم رماني نوشته با نام " من آزاد هستم ". نمي دانم حاصل كار چگونه شده اما دوست دارم هم آن را بخوانم . رمان مسيح متاسفانه در تهران امكان نشر پيدا نكرد. و چه خوب كه عباس معروفي عزيز مدد رسان او شد و نشر گردون كتاب را منتشر كرد. معروفی حواشی کتاب را با قلم زیبای خود نوشته که بهتر است خودتان آن را بخوانید . با معروفي از سالهاي دور آشنا هستم. زماني كه در ايران بود و گردون را با عشق منتشر مي كرد و من بي آن كه بدان روزگاري روزنامه نگار مي شوم به گردونش مي رفتم و سر كلاس هاي داستانويسي او مي نشستم تا شهرزاد قصه گوي دلم را بيدار كند. اگرچه سالهاست كه نه او را ديده ام ونه با او سخن گفته ام اما يادش برايم هميشه تازه و زنده است و قلمش را همچنان دوست دارم. حضور او درخلوت انس ما صفايي داشت.
غرض : به نظرم كساني كه مي خواهند كتاب او را بخرند تا دانه اي كه مسيح در زمين كاشته باور شود، به وب سايت او مراجعه كنند كه چگونگي دسترسي به كتاب را توضيح داده است.
در شماره ۶۵ شهروند امروز دوتا مطلب داشتم. یک مطلب درباره پیشنهاد آقای کروبی به اصلاح طلبان؛ که در افطاری اسحاق جهانگیری گفته بود و از قرار مورد تایید مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب نیز قرار گرفته و تاج زاده در این باره گفته است که پیشنهاد خوبی است. مطلب دوم نيز گفت و گو با محمد هاشمي رفسنجاني است كه در آن شماره منتشر شد. پس از انتشار شهروند ، بخش هاي كوتاهي از هر دو مطلب در رسانه هاي ديگر كار شد.
۱ انتخابات رياست جمهوري در گفتگو با محمد هاشمي : سازمان رای احمدینژاد راه افتاده است
1- در صفحه 691 کتاب استیضاح عطا الله مهاجرانی نکته جالبی به چشم می خورد. یکی از دلایلی که آقای مهاجرانی، وزیر فرهنگ دولت آقای خاتمی مورد سئوال و اعتراض و استیضاح قرار گرفت، این بود که چرا هوشنگ امیر احمدی ( معرف حضور که هست ؟ ) با روزنامه ایران مصاحبه کرده است. آقای مرتضی نبوی مدیر مسوول روزنامه رسالت نطق شدید اللحنی در این باره داشتند و سخن ها گفتند اما حالا انگار نه تنها از ایشان بلکه از هم سلکان ایشان هم خبری نیست. عجب اصولگرایانی!!!
2- در قسمت جدید سریال حضرت یوسف که ساخته آقای فرج الله سلحشور است، با کمال تعجب دیدم درباریان مشغول صرف موز هستند. یکی از دوستان بررسی کرد و متوجه شد که موز 100 سال قبل از میلاد به مصر رفته در حالی که داستان یوسف حداقل متعلق به 3000 هزار سال قبل از میلاد است. جل الخالق! این سریال که کلا شاهکاره. این هم از فیلم سازی اصولگرایان!!!!!
3- روز پنج شنبه منزل یکی از اصولگرایان بودم. برای مصاحبه رفته بودم. آی دل پری از احمدی نژاد داشت. از اعمال نفوذ تعدادی از احزاب اصولگرا در برخی کارها و تصمیمات گفت و این که مانع برنامه ها می شوند و خلل ایجاد می کنند. می گفت برخی اصولگرایان برداشت غلطی از اصل مترقی ولایت فقیه دارند. منتظر این مصاحبه باشید.
4- مردان سیاسی دولت آقای احمدی نژاد، آنچنان که نشان می دهند دل و جرات ندارند. حتی از این که مقابل یک خبرنگار منتقد و مخالف خودشان بنشینند و سووالات او را جواب بدهند ، انگار دلهره دارند. مخصوصا دایره مشاوران ایشان. رحیم مشایی، ثمره هاشمی، محصولی، کلهر، زری بافان و .... نزدیک به یک سال است که سراغ اینها هستم تا مصاحبه کنم. شهامت یک گفتگوی رودررو را ندارن. دوست دارند مقابل رسانه های خودی بنشینند و به به و چه چه بشنوند. بابا شهامت داشته باشید. تا کی به به و چه چه؟ سال آخر دولتتان رسید. نمی خواهید پاسخگو رفتارتان باشید؟؟
گزارشی که این هفته در صفحه پیش از خبر شهروند امروز نوشتم
هفته پيش برخي از نويسندگان شهروند امروز به منزل عبدالله نوري رفتند تا با او ديدار و نظراتش را در خصوص انتخابات سال آينده جويا شوند. اين دومين ديدار روزنامهنگاران با اوست. پيش از اين برخي ديگر از روزنامهنگاران به ديدار نوري رفتند و برخي از جزئيات جلسه او را منتشر كردند كه باعث گلايه نوري شد. ديدار اخير روز دوشنبه 8 شهريور صورت گرفت.
در اين ديدار كه با پرسشهاي مطرح روز آغاز شد، بلافاصله اين پرسش از او صورت گرفت كه «طرح نامزدي عبدالله نوري و اصرار برخي افراد و گروههاي دانشجويي، سياسي و حتي جريان روشنفكري» از چه بابت است؟ اين سوال، البته با يك تحليل از سوي روزنامهنگاران همراه شد كه...
۱- فکر می کنم آقای خاتمی در تلاش است تا فشارهایی را که از سوی اطرافیان حزبی اش بر ایشان استوار شده ، دفع کند. در واقع اگر ایشان تا دیروز در جلسات خصوصی از نیامدن سخن می گفت و مورد انتقاد دوستان و نزدیکان خود قرار می گرفت ، امروز نیامدن خود را با ترجمان دیگری بر زبان می آورد. برای اینکه هم فشارها را کم کند و هم جوابی به خواسته های دیگران بدهد.
۲- ایشان شرط اول حضور خود را بر "تفاهم با ملت بر سر خواستههايشان" عنوان کرده است. این به چه معناست؟ برداشت من این است که این جمله آقای خاتمی در ادامه سخن پیشین ایشان است که گفت به دنبال معنا کردن اصلاحات است. در واقع ایشان درصدد است از هم اکنون به عنوان یک کاندیدای احتمالی ( که نگران کسب رای مردم نیست) مطالبات مردم را سازماندهی کند. در واقع نگران رخ دادن اتفاقی است که سال ۷۶ رخ داد و برخی با آمدن ایشان به دنبال تغییرات بنیادین در نظام و ساختار حکومت بودند.
ایشان اکنون با تعیین چنین شرطی برای مردم ( که البته مکانیزم آن نیز مشخص نیست که چگونه می خواهد با مردم تفاهم کند ) درصدد است از افزایش مطالبات آنها جلوگیری کند و یادآوری کند که قرار نیست بعد از ۶ ماه که او رای آورد مردم از او طلبی داشته باشند. ایشان به گفته سران سازمان مجاهدین رییس جمهور حداقلی هستند و کف مطالبات را قرار است برآورده کنند.
۳- شرط دوم "امکان عملي کردن برنامههای ایشان" است. خطاب این جمله نه مردم که حاکمیت است. در واقع ایشان از حاکمیت می پرسد که آیا می خواهید او وارد انتخابات شود یا نه. اگر آری باید امکان عملی کردن برنامه هایش نیز فراهم باشد. اگر شرط اول را بپذیریم به گمانم در گزینه دوم ، ایشان شرطی تعیین نکرده است . بیشتر کسب تکلیف است. چرا؟
باید ابتدا ایشان اعلام می کرد که چه برنامه هایی دارد و بعد شرطی برای خود قایل می شد که امکان عملی شدن آنها وجود دارد یا خیر. اکنون اما به نظر می رسد که ایشان در واقع پیغامی برای تمام سران حکومت ارسال کرده اند و می خواهند از فردا بازخورد این پیغام را ببینند. البته گمان نمی کنم نه در محافل خصوصی و نه محافل عمومی بازخورد خوبی از این پیامی که ارسال کردند بگیرند.
۴- نتیجه : اگرچه ظاهر امر نشان دهنده این است که آقای خاتمی یک قدم به ریاست جمهوری نزدیکتر شده، اما به نظرم ایشان با این سخنان یک گام پس کشیدند. چون شرط دوم ( تازه اگر بپذیریم شرط بود و نه پیام ) امکان عملی شدن ندارد . کسانی که دولت اصولگرا را حاکم کردند، نمی گذارند اولا خاتمی با مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب مجددا به قدرت برگردد ، ثانیا آقای خاتمی نیز نباید تصور کند که ایشان در مقامی هستند که باید شرط تعیین کنند. اصلاح طلب ها کجای کارند که طرف برای این شروط ارزشی قایل شود؟ اما اگر می خواهیم شرط بگذاریم باید پای کار هم باشیم. میدان، میدان مبارزه است. میدان حرف نیست. برای پیروزی باید جنگید. باید امتیاز گرفت. و باید پیش رفت. نه یک شبه .که باید از ۳ سال پیش شروع می کردیم. نه با حرف که با عمل. متاسفانه الان این مبارزه را نمی بینم .
محمد علي نجفي در نشست انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف با بيان اينكه كانديداي رياست جمهوري نيستم گفت : آقاي احمدينژاد در دور بعد هم بايد رييس جمهور بماند. چون تصميمات او در اين چهار سال در چهار سال ديگر معلوم ميشود و آن موقع خود او هم بايد پاسخگو باشد. اصلاحطلبان هم در اين انتخابات پيروز نميشوند؛ مگر اينكه موجي در جامعه ايجاد شود.