تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.

فكر نمي كنم احمدي نژاد رييس جمهور دوره آينده باشد. قيمت نفت روز به روز پايين مي آيد و او كه وعده هاي نفتي به مردم داده بود با آرزوهاي بزرگ خود تنها مانده و مي ماند. احمدي نژاد تنها رييس جمهور تنهاي ايران است كه هيچ كس در خفا و آشكار بر آن نيست از او حمايت كند. روزهاي دلتنگي مرد حاشيه ها فرا رسيده است. از اين به بعد نيز تنهاتر مي شود. اصولگرايان آشكارا در مقابل چشمانش براي او رقيب مي تراشند و آن رقيب را به رخ او مي كشند. اصلاح طلبان نيز او را به ميدان مي طلبند. همه مي دانند كه رييس جمهور ايران ، روزهاي خوشي را نمي گذراند و نمايان است كه وعده هايي كه داده نه تنها محقق نشده ، بلكه باعث افزايش نارضايتي ها شده است. گراني ها، قطعي برق در تابستان، نبود گاز در زمستان، پول نفتي كه سر سفره ها نيامد، و... همه باعث شده احمدي نژاد با ريزش هوادارانش مواجه شود. كساني كه فكر مي كردند او با وعده هاي خود مي تواند روياهاي آنها محقق كند. اما چنين نشد. چنانكه پيش از اين نيز كارشناسان نيز گفته بودند.

اكنون تمام تلاش دولت و شخص احمدي نژاد در اين است طرح تحول اقتصادي را كه مي تواند در افزايش محبوبيت او موثر واقع شود،به سرانجام برساند اما بعيد مي دانم كه مجلس به آساني به آن مجوز عبور بدهد.

فكر مي كنم اگر مجلس مقابل اين طرح احمدي نژاد مقاومت كند و نگذارد يارانه ها پرداخت شود ( كه به نظرم چنين اتفاقي رخ خواهد داد ) همه چيز براي احمدي نژاد تمام مي شود. و اين بسيار محتمل است و حتي مي توان تصور كرد در اين تقابلي كه رخ داده و مي دهد مجلس برخي از اعضاي كابينه ( مانند كردان و مشايي و حتي علي آبادي ) را كنار بگذارد تا همه چيز براي ديگر كانديداي اصولگرايان كه درسر سوداي رياست جمهوري دارد، فراهم شود.

Posted by اکبر منتجبی @ 10:0 |
مطلب پست قبلي باعث آزردگي خاطر مهران عزيز شد. همين جا رسما از او معذرت خواهي مي كنم. قصد ندارم كار او را مورد تخطئه قرار بدهم اما به عنوان يك خواننده نياز و البته توقع دارم كه روزنامه كارگزاران تحليلي از سخنان خاتمي ارايه دهد. اما نمي دانم چرا اين كار صورت نمي گيرد. و اگر مي گيرد چرا يكطرفه ؟ با اين حال شرمنده روي ماه مهران كرمي هستم.
Posted by اکبر منتجبی @ 15:48 |

صحبت های امرزو خاتمی را که خواندم باورم به یقین تبدیل شد که ایشان مرد انتخابات ریاست جمهوری سال آینده نیست. معمولا خاتمی انسان ملاحظه کاری است و وقتی برای خود نسخه ای می پیچد نه آنچنان که امروز سخن گفت، سخن می گوید. متاسفانه روزنامه هایی مثل کارگزاران و اعتماد این موضوع را نفهمیدند و تلاش می کنند حقیقت را وارونه جلوه بدهند. به همین خاطر عکس خاتمی و اظهارات او را تبدیل به تیتر اول می کنند و وانمود می کنند که خاتمی در راه انتخابات پاشنه ها را ور کشیده است . اما چنین نیست.

خاتمی انسان ملاحظه کاری است . پس چنین فردی برای خود فریاد نمی زند که : " حبهه اصلاحات باید از حالت تدافعی بیرون بیاید و حالت تهاجمی به خود بگیرد ." چون تا به حال در طول ۱۱ سال گذشته ندیدم که آقای خاتمی حالت تدافعی خود را رها کند و حالت تهاجمی بگیرد. خصوصا آن که بهزاد نبوی چند روز پیش در گفتگو با سایت پویش از خاتمی جدید به عنوان کف اصلاحات سخن گفته بود که قرار نیست بیاید تندروی کند.

با آن اظهارات و این سخنان آقای خاتمی می توان نتیجه گرفت که ایشان به احتمال زیاد چنان که قبلا نیز جسته و گریخته سخن گفته بود، تصمیم خود را گرفته و حاضر به شرکت در انتخابات نیست. خاتمی حالت تهاجمی را به دیگران توصیه می کند و فکر هم نمی کنم که با آن چنان که گفته است دلایل نیامدنش را توضیح دهد. اگر سخنی بخواهد بگوید آن چنان آن را می پیچد که کسی متوجه نمی شود. مگر این که نامه ای بنویسد که البته احتمال نوشتن نامه از خاتمی بسیار است.

فکر می کنم نهایتا نامه ای می نویسد و ضمن اعلام انصراف در انتخابات ، چند سخنی از موانع می گوید ولی در عمل بعید است، آشکارا سخنی بگوید.

Posted by اکبر منتجبی @ 0:51 |

 

 داستانی که درپست قبلی مطرح کردم، نظر رسمی وحزبی دبیر کل حزب کارگزاران نیست. دیروزبحثی درمورد انتخابات درگرفت و آقای کرباسچی این موضوع را مطرح کرد ودرعین حال این توضیح نیز داده شد که این نظر، نظر نهایی ورسمی ایشان نیست.

این توضیح را برای این نوشتم که خبرگزاری هایی مثل خبرگزاری فارس خیلی ذوق نکنند.

طبیعتا از اکنون به بعدسایت های ریز و درشت اصولگرایان به انتشار این نوع اخبار می پردازند. من با دو نفر از خبرنگاران فارس صحبت کردم و برای آنها توضیح دادم آن چه در یک وبلاگ منتشر می شود ُ لزوما به معنای نظر نهایی یک فرد و یا حزب سیاسی نیست. چرا که وبلاگ جای این نوع موضع گیری ها نیست. ضمن آن که تا شب انتخابات نظرها بسیار تغییر می کند و اگر قرار باشد افرادی مانند کرباسچی اعلام نظر کنند رسما بیانیه ای منتشر می کنند و یا با یک خبرگزاری رسمی مصاحبه می کنند و نظرشان را اعلام می کنند.  

 

Posted by اکبر منتجبی @ 12:36 |

در دفتر غلامحسين كرباسچي بودم و نشسته بوديم و درباره انتخابات گپ مي زديم كه حرف رسيد به داستان اصلاح طلبان و آمدن يا نيامدن آقاي سيد محمد خاتمي و مهدي كروبي. كرباسچي يكي دوباري قبل از اين ، از طرح نام خاتمي براي كانديداتوري در انتخابات گله كرده بود و اين روزها نيز در انتقاد از خاتمي سخناني بيان كرده است.

قبل از اين ، زماني كه هنوز نام هيچ نامزدي براي انتخابات رياست جمهوري مطرح نبود يك بار ، از او سئوال كردم كه آيا كانديداي انتخابات رياست جمهوري مي شود يا نه ؛ كه بلافاصله رد كرد و گفت كه اصلا. و دلايلي در ميان صحبت ذكر كرد كه از ذكر آنها مي گذرم. 

اما نكته اي كه امروز بهم گفت اين بود كه اگر خاتمي و كروبي با هم در انتخابات شركت كنند ، قطعا از كروبي حمايت مي كنم. و استدلال كرد كه اولا آزموده را آزمودن خطاست و بعد ضمن يادآوري دوران رياست جمهوري خاتمي و دوران رياست مجلس كروبي ، يادآور شد كه مديريت كروبي از خاتمي بهتر است و او بيشتر براي اصلاح طلبان مايه گذاشت تا خاتمي .

دلايل ديگري هم ذكر كرد مثل اين كه كروبي در داستان زنداني شده لقمانيان ، صندلي رياست مجلس را ترك و گفت تا زماني كه او آزاد نمي شود من ديگر در مجلس حاضر نمي شودم. و مثال هاي ديگري كه خاتمي كنارگيري مي كرد و خودي نشان نمي داد كه بهتر است بگذريم.

صرف نظر اين گفته كرباسچي ، به نظر من بهتر اينست كه نه خاتمي در انتخابات شركت كند و نه كروبي . تا اصوگرايي راستيني كه 3 سال خودش را نشان نداده و مخفي شده ، ببينيم. معتقدم كه عدم معرفي كانديدا از سوي اصلاح طلبان جز اين كه وضعيت را براي آنها بدتر كند و آن تتمه اعتبار را از بين ببرد حاصلي ندارد. اما عدم حضور  كانديدا باعث مي شود اختلافات اصولگرايان خودش را به نمايش بگذارد. مطمئنا در آن صورت رييس جمهور آينده نيز يك اصولگرا خواهد شد ( فرقي نمي كند چه كسي كه همه مثل هم هستند. فرقي بين احمدي نژاد و قاليباف نيست )  اما پرونده اصوگرايي 4 سال باز نخواهد ماند و بعد از دسته گل هاي آنها كه نمونه هاي بي شمار آن را در اين 3 سال ديديم ، براي هميشه بسته خواهد شد.

Posted by اکبر منتجبی @ 19:36 |

خبر : جبهه مشارکت با هدف نزديکي احزاب به يکديگر مسابقات فوتسال برگزار مي‌‏کند -ایلنا

.....حالا تاج زاده را مي بينيم كه پا به توپ همچنان مي تازه سمت دروازه موتلفه. بازي به اوج خودش نزديك شده ترقي مي آد جلو. تاج زاده سعي مي كنه خودش از آن عبور كنه . نمي تونه. توپش لو مي ره . نبي حبيبي توپ را مي گيره. اون از همان جا توپ را براي بادامچيان كه راست ميدان است مي فرستد. بادامچيان سر را مي گيره بالا . يكي داد مي زنه : " استاد من اينجام " . نگاه مي كنه بله انبارلويي را مي بينه. پاس مي ده به اون كه در ميانه ميدان رضا خاتمي توپ را از آن خودش مي كنه و مي آد جلو ....


ادامه مطلب
Posted by اکبر منتجبی @ 20:27 |

 ۱شنیدم که یکی از دوستان که البته پایگاه حزبی دارد رفته و با آقای عبدالله نوری درباره کاندیداتوریش صحبت کرده و گفته که برای چی شما می خواهید وارد رقابت های انتخاباتی شوید. بهتره که نیایید و البته اگر می خواهید بیایید بدانید که ما ( حزبشان ) حاضر به هزینه دادن نیستیم و دنبال تحریم و زندان هم نمی رویم.

۲خدا را شکر محمد قوچانی به روزنامه اعتماد ملی نرفت.حالا شهروند امروز را با خیال راحت تری منتشر می کنیم

۳ ستادهای آقای روحانی راه افتاد. شنیدم دارند نیرو جذب می کنند.

۴ معتقدم احمدی نژاد در دوره بعد نمی تواند آرای مردم را کسب کند. رییس جمهور بعد کی می تونه باشه؟

۵ بعید می دانم خاتمی نهایتا کاندیدا شود. 

۶امیدوارم کروبی درخواست حزب خود را نپذیرد و کاندیدا نشود. آن وقت ببینیم اینهایی که از عدالت دم می زنند چگونه برای این انتخابات یقه پاره می کند. با این حال باز هم معتقدم احمدی نژاد رییس جمهور بعدی نیست.

۷یکی می گفت محسن رضایی هم استارت زد و کارهای انتخاباتی خودش را شروع کرد.

 ۸کاندیداهای دست راستی : احمدی نژاد ( رایحه خوش خدمت ) ، حسن روحانی (جامعه روحانیت مبارز ) ، باقر قالیباف ( اصولگرایان تحول خواه )، علی لاریجانی ( موتلفه و راست سنتی و احتمالا جامعه مدرسین ) ، محسن رضایی ( تشکیلاتی حزبی ندارد )، و احتمالا غلامعلی حدادعادل( جمعیت ایثارگران) ، علی اکبر ولایتی ( راست سنتی )

Posted by اکبر منتجبی @ 4:16 |

امشب رفته بودم کنسرت همایون شجریان. همه چیز مطابق معمول در حال انجام بود و البته جمعیت زیادی هم آمده بود که من فکرش را نمی کردم چنین جمعیتی برای همایون بیایند. اعلام کردند که بروید داخل سالن ها تا برنامه را اجرا کنیم. رفتیم. همین که جاگیر شدیم و صدای دست و سوت بلند شد که یعنی همایون و گروه دستان دارند می آیند روی صحنه ، ناگهان برق رفت. ظلمات شد آن سالن وزارت کشور که چشم چشم را نمی دید. موبایل ها بکار افتاد تا بلکه دقیقه ای بعد از طریق ژنراتور همه چیز عادی شود. اما نشد. یک ربع گذشت. هیچ اتفاقی نیفتاد و از گروه دستان و همایون خان نیز حتی یک نفر هم نیامد که توضیحی بدهد که این خلق الله چه کنند. بروند. بمانند. بروند هواخوری . نروند  هواخوری.

 صدای سوت ها بلند شد و بعد صدای دست های اعتراضی. اما باز نه برق آمد و نه مدیر برنامه. مدت زمان که طولانی تر شد صدای سوت ها تبدیل به هو شد. جسته و گریخته. این طرف و آن طرف سالن. و هوای دم کرده و گرفته سالن دیگر جای ماندن نداشت. جالب این جا بود که سالن انتظار برق اضطراری داشت و روشن بود اما سالن اجرا ابدا. همچنان همه در ظلمات بودند و البته دست های اعتراضی.

 یک ساعت گذشت. خبری نشد. خلاصه با هزار زور توانستند چند تا لام÷ کم مصرف در سالن اجرا روشن کنند و بعد میکروفن و بلند گوها را راه بیندازند. جمعیتی که بیرون رفته بود برگشت. صدای میکروفن آمد : "چک چک " وناگهان جیغ جمعیت بلند شد.

 محمد رضا شجریان استاد مسلم آواز ایرانی آمد روی صحنه و از تک تک جمعیت عذرخواهی کرد و گفت : دست های شما را می بوسم که تحمل کردید. اما باور نمی کنم که این اتفاق به سادگی افتاده باشد. مگر می شود برق اینجا برود در حالی که وزارت کشور همین پشت است و آنها می دانند چنین برنامه امشب می خواهد اجرا شود.   از دشمنان برند شکایت به دوستان/چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟ برخی نمی خواهند موسیقی داشته باشیم اما بدانند تا زمانی که زبان فارسی هست موسیقی فارسی هم هست.....

صدای شجریان در هیاهوی مردم گم شد و شکوه می کرد که با این کاری که کردند اعصاب بچه ها ( گروه دستان ) را بهم ریختند و ....

نهایت نیز مجددا عذرخواهی کرد و با تشویق پی در پی مردم سکو را ترک کرد تا همایون بیاید و برنامه ای را که عقب افتاده بود اجرا کند.

 اما ماجرا تمام نشد. نیم ساعت یا کمی بیشتر از برنامه گذشته بود که وسط آواز همایون ناگهان همین برق اضطراری نیز قطع شد و سالن یک پارچه سیاه شد. مردم همایون را تشویق کردند و بلافاصله برق آمد و همایون آواز را گام های بلندتری از پی گرفت.

 چه صدایی و چه آوازی و چه شبی . خصوصا تصنیف وطن که سراسر سیاسی بود و از مردی سخن می گفت با شانه های  تکیده و زخمی که با سختی ها و رنج ها را تحمل می کند اما وطنش را ترک نمی کندو آن را عاشقانه دوست می دارد.

Posted by اکبر منتجبی @ 0:6 |