تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.
تلخ بود
87/04/29

خسرو شکیبایی را دوست داشتم خیلی زیاد. حمید هامون برای ما در دهه ۶۰ الگویی عجیب و غریب بود. انگار روشنفکری در کسی مثل حمید هامون خلاصه شده بود یا بهتر این تبلور پیدا می کرد. آدمی که دست و پا می زد و توی کارش می ماند. مثل خر. چندبار حمید هامون را دیدیم ؟ بی نهایت. زمزمه می کردیم دیالوگ هاش و اداهایی را که او درآورده بود. و کتاب های را که می خواند و می خرید و دم دستش بود را می قاپیدیم. افسوس خوردم وقتی یکی از دوستان خوبم خبر تلخ مرگ خسرو شکیبایی را داد. تلخ مثل تریاکی که مزمزه اش کرده بود تا این که عصاره او را در خودش محو کند. مرگ شکیبایی مرگ حمید هامون بود . مرگ پدیده هامونیسم برای همه ما. 

 

بدون ربط:

 امروز با یکی از دوستان درباره اعتیاد و افزایش آن در میان هنرمندان صحبت می کردیم. باور آن برایم سخت بود وقتی شنیدم که هنرمندان ریز و درشت سینمای ایران به کراک و هروئین و تریاک و شیشه و حشیش و... اعتیاد دارند. از کسانی نام می برد که باور پذیر نبود. و این همیشه برای من جای سئوال بود که چرا اعتیاد بین هنرپیشه ها اینگونه دامن خود را پهن کرده است و یک به یک آنان را از آن خود می کند. می گفت چند علت دارد . اول این که عموما هنرپیشه ها شخصیت های بی ثباتی هستند و ضعیف. به همین خاطر توان ایستادگی در برابر سختی ها را ندارند. مثلا اگر منتقدی از آنها انتقاد کند یا چندتا فیلم بد بازی کنند و سروصدای همه در بیاید ، زندگي را از دست رفته مي بينند. دیگر این که عموما آنها فکر می کنند اعتیاد به مواد بازیشان را بهتر می کند. آنها را به اوج می برد . به همين خاطر اين را پله ترقي خود مي دانند. او نام يك به يك بازيگراني كه احتمال ابتلا به مواد مخدر را دارند يك به يك نام برد. براي حفظ شخصيت آنها نمي توانم نام آنها را منتشر كنم اما شنيدن اين حرفها سخت بود چه برسه به باور آن.

 

پی نوشت : درباب چندکامنتی که دوستان گذاشتند و این که مسیح می گوید : "همین یک دلخوشی ساده ملت رو اینطوری با واژه نواختن خوب نیست.....اینکه به نقل از یک آدم ناشناس آمار بدی "هنرمندان ریز و درشت سینمای ایران به کراک و هروئین و تریاک و شیشه و حشیش معتادند" و بعد نتیجه بگیری به اینکه "عموما هنرپیشه ها شخصیت های بی ثباتی هستند و ضعیف "

اولا من اسم کسی را نبردم. دوم این که آمار ندادم . گفتم که همیشه برایم جای سئوال بود که چرا این افراد رو به اعتیاد می آورند.

یادمه روزی عزت الله انتظامی در یک مصاحبه گفت راز این که من تا حالا خودم را به این جا رسانده ام این است که در سینما سالم ماندم. فکر می کنم می توانیم حدس بزنیم منظور او از سالم بودن در روابط مالیخولیایی و نئشه آور سینمای ایران چیست.


 

Posted by اکبر منتجبی @ 19:57 |

روزهای هفدهم و هجدهم خرداد دانشگاه  SOAS لندن ، کنفرانسی بر پا کرد با عنوان «ارتباط با جهان فارسی‌زبان» که در آن عده‌ای از روزنامه‌نگاران و سینماگران ایران ، افغانستان و تاجیکستان شرکت داشتند. از من نیز دعوت شد تا درباره وضعيت روزنامه نگاري در ايران صحبت كنم. از ايران هوشنگ گلمكاني ، كسري نوري ، شادي صدر ، پريسا بخت آور كارگردان دايره زنگي و بنده دعوت شده بوديم.

 

من سخنانم را بر سه محور تنظيم كردم . اول  رابطه اي كه بين حاکمیت و مطبوعات در ايران وجود دارد. دوم رابطه اقتصاد با مطبوعات است و سوم نتيجه گرفتم كه بايد به سوي تعامل و گفتگو با حاكميت پيش برويم و روزنامه نگار باشيم. نه حزب . چرا كه در نقطه خردشدگي قرار داريم و بايد روزنامه نگاري را از نگاههاي اشتباهي كه هر دو جناح كشور به آن دارند نجات دهيم.

 


ادامه مطلب
Posted by اکبر منتجبی @ 22:45 |

مي شنوم كساني كه يك روز ، روزنامه نگاران را ناصبي و روزنامه ها را پايگاه دشمن مي خوانند ، امروز در كار روزنامه  و  هفته نامه هستند. چه خوشحال كننده است آن و چه غمي است اين كه ما نمي توانيم روزنامه در بياوريم. محكوميم به محروميت از آنچه آقايان با آن زندگي مي كنند و دل خوش مي دارند و در رقابت با يكديگر در انتشار روزنامه و نشريه كورس گذاشته اند. آن سو همه دركار و اين سو همه بيكار. گاهي ورق پاره اي كه يعني ما زنده ايم.  

 

كه اين سو دست ها خشكيده

دل مرده

به ظاهر خنده اي بر لب

و گاهي حرف هاي پيچ در پيچ

و

هم هيچ

 

كه آن سو نازنيني ....

  

اين اوج بي عدالتي است در دولتي كه عدالت را سرلوحه كار خود قرار داده است. بي عدالتي از اين كه تو نمي تواني روزنامه خوب منتشر كني آن سو هركاري مي خواهد مي كند. تلف كردن سرمايه كشور. انتشار هجونامه هايي كه اندك خواننده اي دارند و نشخوار كننده ايده هاي بچه هاي خوب مطبوعات هستند كه در تمام اين سالها ماندند و سختي ها و محروميت ها را تحمل كردند تا ثابت كنند روزنامه نگارنند و نويسنده. نه برانداز. نه ناصبي . نه بيگانه . نه غير خودي . كه ايران سراي من است . و نويسندگي عشق من. و اين خانه من است. خانه ام را از من نگيريد. كه عشق مي ورزنند به خانه پدري . و اي دريغ كه هيچ كس اين را نفهميد. خانه ام را خراب كردند و صنفم را نابود. و اي دريغ...

 

يكي از آقاياني كه دركار انتشار يك روزنامه جديدالتاسيس اصولگراست وقتي فهميد كه حقوق ناچيزي از شهروند امروز دريافت مي كنم ، گفت بيا براي روزنامه ما كار كن و ماهي يك ميليون و پانصد هزارتومان بگير. خنديديم و سكوت كردن بر آنچه او توان ديدنش را ندارد.

 

امروز ما كجا و امروز آنها كجا؟ و چگونه مي توانم شعار عدالت و عدالتخواهي آنها را باور كنم كه آقايان سر مي دهند؟

 

تا كجا بايد سفر كرد ؟

از كجا بايد گذر كرد...

Posted by اکبر منتجبی @ 18:8 |

اين روزها هرچه مي گذرد بيشتر به اين باور مي رسم كه محمود احمدي نژاد در انتخابات آتي راي نمي آورد. به نظرم اين موضوع در مجموعه دولت و هواداران آن نيز روشن شده و نگراني هايي در حال بروز كردن است.

احمدي نژاد متوجه نيست كه طبقه متوسط در ايران بسيار قدرتمند است. او بر روي اقشاري كه به لحاظ فرهنگي و مالي ضعيفند سرمايه گذاري كرده است. غافل از اين كه در سال ۸۴ طبقه متوسط يا راي نداد يا اگر راي داد به او راي داد. طبقه متوسط به بالا هاشمي را انتخاب كردند . مي توانيد ريز آراي هاشمي را در شهرها و مناطق مختلف تهران ببينيد.

اكنون احمدي نژاد با طرح تحول اقتصادي خود درصدد نا ديده گرفتن طبقه متوسط است. مي خواهد يارانه مستقيم را بين اقشار كم درآمد تقسيم كند و به اين ترتيب با يك ميليون توماني كه به آنها مي دهد راي آنها را نيز از آن خود كند.

به نظر من اين اتفاق نمي افتد. اين بار طبقه متوسط به او راي نمي دهد. حتي قشر ضعيف جامعه نيز از احمدي نژاد روي برگردانده است. درصد پيروزي او آرام آرام فروكش مي كند. حتي مطمئن نيستم كه مديران خودش به او راي بدهند.

احمدي نژاد حتي اين شانس را ندارد كه درآينده از او به نيكي ياد كنند. بي شك خيلي ها درباره اين دوره و اثرات سو آن بر اقتصاد و فرهنگ و سياست كشور سخن ها خواهند گفت و نوشت

Posted by اکبر منتجبی @ 18:4 |

خبردار شدم که چند تن از دبيران كل احزاب اصلاح‌طلب در جلسه‌اي كه در مجمع روحانيون و به دعوت سيدمحمد موسوي‌خوئيني‌ها برگزار شد دغدغه‌هاي خود را براي رسيدن به يك كانديداي واحد جهت شركت در انتخابات رياست‌جمهوري بيان كردند. اين سومين جلسه‌اي بود كه از سوي اين جمع برگزار مي‌شد. در ابتداي جلسه نماينده مجمع روحانيون تا كيد كرد: «اگر جناح اصلاح‌طلب نياز به پيروزي دارد، بايد به لوازم آن نيز بينديشد. بايد بدانيم كه چه كسي را انتخاب كنيم تا پيروز شود.» او همچنين گفت: بايد شعارهاي انتخاباتي، مبتني بر شناخت درست از وضعيت...

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
Posted by اکبر منتجبی @ 18:9 |

 براي سالگرد سوم تير و چگونگي به قدرت رسيدن محمود احمدي‌نژاد با مهرداد بذرپاش مديرعامل سايپا قرار مصاحبه گذاشتيم. چرا كه بذرپاش از ابتداي به وجود آمدن پديده احمدي‌نژاد در كنار او بود، سفر مي‌كرد، سخنراني‌ها را همراهي مي‌كرد و اگر لازم بود دانشجويان همفكر احمدي‌نژاد را بسيج مي‌كرد.قرار بود اين مصاحبه در شماره قبل و در كنار پرونده احمدي‌نژاد منتشر شود اما جلسه طولاني احمدي‌نژاد و بذرپاش و فرصت كم ما و عدم قرائت متن كامل مصاحبه توسط او، مانع از انتشار شد.بذرپاش با 28 سال سن نماد جوانگرايي دولت نهم است. شايد از همين منظر او مجبور است لبه تيز تيغ منتقدان و مخالفان احمدي‌نژاد را همواره با خود حمل و البته سكوت كند....


ادامه مطلب
Posted by اکبر منتجبی @ 18:2 |

قصد نداشتم درباره برنامه مثلث شیشه ای مطلبی بنویسم اما اتفاقی که منجر به توقیف آن شد از نکات قابل تامل بود. گرچه من به علت این که خیلی اجرای آقای رشید پور را نمی پسندم این برنامه را دنبال نکردم اما دو سه تا برنامه را به طور اتفاقی دیدم که فکر می کنم دو تا از آنها مهم بودند. چه بسا یکی باعث توقیف این برنامه شد.

 

نکته قابل توجه و تامل این بود که از تلویزیون ایران رسما اعلام شد که در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 تقلب صورت گرفته است. اتفاقا این برنامه عامل توقیف نبود اما مهم بود. فکر می کنم کسانی که تحولات سیاسی ایران را دنبال می کنند در جریان انتقادات آقای کروبی نسبت به انتخابات ریاست جمهوری سال 84 هستند. ایشان معتقد است که هنگامی که آرای انتخابات در وزارت کشور شمارش می شد، تا ساعت 6 صبح او ( کروبی ) و هاشمی پیشتاز بودند و آرای بقیه از جمله آقای احمدی نژاد کمتر بود و آنها نفرات بعدی انتخابی مردم بودند. در این هنگام است که آقای کروبی با خیال راحت می خوابند اما یک یا دو ساعت بعد که بیدار می شود در کمال تعجب مشاهده می کند که آقای الهام از جناب احمدی  نژاد و هاشمی به عنوان دو نفری که به دور بعد راه یافتند نام می برد.

 

حالا این موضوع را داشته باشید. در یکی از بخش های برنامه مثلث شیشه ای مجری برنامه ( رشید پور ) از کروبی می پرسد در انتخابات شرکت می کند یا نه. بالاخره بعد از کش و قوسی جواب مثبت را از کروبی می گیرد . بعد به اومی گوید که این بار می خوابید که کروبی می گوید این بار تا صبح بیدار می مونم.

 

این حرفی که رد و بدل شد نه سانسور شد ، نه ناگهان مجری بحث را عوض کرد و نه یک مرتبه تراکی در میان برنامه پخش شد. یعنی این که همه آقایونی که در پشت دوربین بودند موضوع را قبول داشتندو حتی احتمالا از کلام آقای کروبی لبخندی هم بر لبانشان نشسته است.

 

به عبارتی دیگر تلویحا از سیمای جمهوری اسلامی اعلام شد که در آن انتخابات آنچه آقای کروبی گفته صحیح است. حتی بعد از آن هم چالشی صورت نگرفت که آقا کجا رای شما جا به جا شد و این ادعاها چیست.

 

در برنامه های تلویزیونی این عرف شده که اگر میهمان کلامی گفت که مورد پسند نبود ، از اتاق فرمان به وسیله گوشی ای که در گوش مجری است ، سئوالی اعتراضی در پاسخ به آنچه میهمان گفته طرح می شود. و اگر ممکن نبود بلافاصله مجری در کلام میهمان وارد شود و آن را ابتر گذارد و بعد بحث سوی دیگری گیرد. ضمن این که وقتی میهمانی در رده کروبی به تلویزیون می رود مدیران اصلی شبکه نیز حضور دارند و در پشت دوربین به تماشا می نشینند :

 

کروبی : " البته اين را بگويم فرض من هم تصميم بگيرم . واقعا معلوم نيست . اگر بخواهم بياييم كه دوستان حزبي به من راي دهند.

 

رشید پور : و دوستان اگر كانديدا شديد به موقع بخوابيد.

 

کروبی : اگر كانديدا شدم اصلا اين دفعه نمي خوابم به همه دوستان توصيه مي كنم نخوابند. چون وقتي ما خوابيديم ديگر مطمئن شده بوديم كه رفتيم براي مرحله دو من و آقاي هاشمي

 

رشید پور : سپاسگزارم تا فردا شب "

 

پس با همه اینها نتیجه می گیرم برای اولین بار ادعای آقای کروبی از رسانه ملی پخش شد.

 

مورد دوم نیز دعوت آقای عبدالعلی زاده وزیر مسکن دولت آقای خاتمی بود. در این برنامه ایشان به انتقاد از سیاست های اقتصادی و افزایش قیمت مسکن در دولت آقای احمدی نژاد پرداخت. اما سهوا جمله ای گفت که تاروپود برنامه مثلث شیشه ای و احمدی نژاد را درهم پیچید. ایشان نیز در پاسخ به این که مردم فراموش کار هستند گفت که مگر مردم جنایات صدام حسین را فراموش کردند یا جنایات نادر شاه را در این همه سال فراموش  کردند که کارهای آقای احمدی نژاد را فراموش کنند :

 

عبدالعلی زاده : " مگر حرفهاي سال 84 يادمان رفته كه بورس كشور را متلاشي كرد، ما بالاخره مردم ما انقدر كم حافظه نيستند، كه اينها را فراموش كنند، ما جنايت هاي نادر را به ياد داريم . فكر مي كنيد حرفهاي دو سال قبل را از ياد مي بريم؟ ما جنايت هاي صدام را به ياد داريم . هجده سال قبل.  الان مي آييم حرفهاي دو سال قبل را از ياد مي بريم كه مي گويند بورس عامل فساد است و بورس فلان است، خب بورس كه پول جذب نكرده، الان كه دارند خصوصي مي سازند كارخانه دولت را مي فروشند كي مي خرد؟ خود شركت ها، خود بانك ها. "

 

رشید پور حتی در اول برنامه به دوران استانداری عبدالعلی زاده در آذربایجان شرقی اشاره نمود و به محبوبیت بی اندازه او در میان اهالی آذربایجان اعتراف کرد و عنوان نمود که هنگام سخنرانی وی در تبریز مردم اشک از چشمانشان سرازیر می شود .

 

مجری برنامه واکنشی آنچنانی به سخنان عبدالعلی زاده نشان نداد که بحث را عوض کند . این عجیب بود. و عجیب تر این که خود عبدالعلی زاده اشاره کرد که شیشه های مثلث شیشه ای را با حرفهایش شکسته است.

 

این دو اتفاق و البته یاد آوری این نکته که دعوت از این افراد ( که منتقد و بلکه معترض ) به سیاست های احمدی نژاد هستند ، نشان می دهد که مدیران سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز می پذیرند که هم تقلب صورت گرفته و هم فعالیت های ( و نه برنامه ها )  اقتصادی دولت اشتباه است.

Posted by اکبر منتجبی @ 0:48 |

این روزها بحث انتخابات ریاست جمهوری خیلی داغ شده. البته زمان زیادی هم نمانده و باید هرچه سریعتر گزینه ای پیدا کرد و تبلیغات را شروع کرد. جبهه مشارکت چشم بسته نام خاتمی را مطرح کرده و  امید وار است با فضا سازی تبلیغاتی آقای خاتمی را راضی کند تا در انتخابات حاضر شود. نکته جالب این جاست که اغلب بچه های مشارکت در دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی از او انتقاد می کردند که مماشات می کند و کوتاه می آید و ناتوان است. گرچه فضایی که احمدی نژاد به وجود آورده آنها را به سمت آقای خاتمی سوق داده و تصور می کنند که با آمدن خاتمی می توانند دوباره به دایره قدرت برگردند اما این روش ، روش خوبی نیست . زیرا حس می کنم که استفاده ابزاری از خاتمی است. خاتمی پتانسیل بالایی دارد . صدایش نه تنها در ایران بلکه در جهان شنیده می شود. این ظرفیت برای اعتماد سازی با حاکمیت ، برای ائتلاف بین گروهها و نیز برای دور کردن خطر از ایران لازم است که محفوظ بماند.

برخلاف دوستان مشارکتی امیدوار نیستم که خاتمی بتواند آرای گذشته خود را حتی تکرا کند. گرچه شاید ناپلئونی در مقابل احمدی نژاد پیروز شود ( که البته آرای ناپلئونی در هنگامه در گیری های انتخاباتی خیلی خطرناکه و هر احتمالی وجود دارد ) اما اگر این اتفاق رخ نداد چی؟

اگر خاتمی پیروز نشد آیا همین خاتمی با همین ظرفیت هاست؟ آن وقت زیان دیگری از ناحیه مشارکت نصیب اصلاح طلبان می شود. و اینکه همین فردی را که مورد وثوق در دعواهای سیاسی و نگرانی های جهانی بود از دست می دهیم.

خاتمی باید در حاشیه بماند. باید در کنار کروبی و هاشمی رییس جمهور بسازد و انتخاب کند. کاری که ناطق نوری در این سالها کرد. او تلاش کرد علی لاریجانی را رییس جمهور کند. اگر در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ موفق نشد در انتخابات مجلس موفق شد و لاریجانی را به جمع سران قوا برد. کاری که ناطق نوری تک نفره انجام داد آیا خاتمی و کروبی و هاشمی می توانند انجام دهند؟

Posted by اکبر منتجبی @ 1:32 |