تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.

فاطمه رجبي در گفت‌وگو ي اختصاصي با شهروند امروز - اكبر منتجبي

خانم فاطمه رجبي نيازي به معرفي ندارد. گرچه در ابتداي اين مصاحبه به شيوه مرسوم مصاحبه‌هاي سال‌هاي پيشين از ايشان خواستم تا خود را معرفي كند اما كماكان معتقدم خانم رجبي احتياجي به معرفي ندارد چرا كه سياستمداران و سياست‌ورزان ايران كم‌وبيش او را خوب مي‌شناسند و آثارش را خوانده و نظرگاهش درباره امور كشورداري را مي‌دانند.

 

از يكسال پيش به دنبال در پي گفت‌وگو با ايشان بودم اما هر بار كه اين خواسته مطرح مي‌شد، ايشان سر باز مي‌زد تا اينكه آقاي محمدحسن رجبي برادر ايشان گفت‌وگويي با شهروند امروز انجام داد و از رابطه پدر (علامه دواني) با دختر (فاطمه رجبي) چند سخني بيان كرد. همين باعث شد خانم رجبي به بهانه پاسخ به برادر، گفت‌وگو با شهروند امروز را بپذيرند.

 

هنگامي كه قرار شد براي مصاحبه به منزل دكتر غلامحسين الهام، سخنگوي دولت، بروم تا با خانم رجبي، همسر ايشان گفت‌وگو كنم، نه‌تنها من، بلكه هيچ يك از اعضاي شهروند امروز باور نمي‌كرد كه ايشان در جنوب غربي شهر، چند كيلومتر دورتر از تهران زندگي كند. اين تعجب هنگام ورود به منزل دوچندان شد. نه ماموري، نه گيت و نه تفحص. خانه‌اي ساده كه صاحبان آن ميزبان عزاداران حسيني بودند. به همين دليل يكي از اتاق‌هاي محدود اين خانه كوچك، با سياهي و كتيبه «ياحسين» پوشيده بود و البته نماي بيروني نشان مي‌داد خانه در اين ايام، حسينيه جوانان است.

 

زندگي ساده خانم رجبي و دكتر الهام معطوف به محل سكونت آنها نبود. در طول مصاحبه نيز متوجه شدم آنها ساده‌زيستي را نمايش نمي‌دهند بلكه به آن باور دارند، با آن زندگي مي‌كنند و حتي تلاش دارند آن را به ديگران ترويج دهند كه اگرچه مخاطب اصلي‌ حاكمان هميشه كاخ‌نشينان هستند، اما حكمراني آنان براي كوخ‌نشينان است و با آنها نشستن و برخاستن.

 

شايد بتوان از اين‌ زوايا، يكبار ديگر به پديده احمدي‌نژاد و اطرافيان او پرداخت. به كساني كه از حاشيه به متن آمدند، اما زندگي در حاشيه را رها نكردند.


ادامه مطلب
Posted by اکبر منتجبی @ 18:57 |

چند روز پیش رفته بودم خانه غلامحسین الهام سخنگوی دولت آقای احمدی نژاد تا با خانم ایشان فاطمه رجبی گفتگو کنم. این گفتگو انجام شد و انشالله دراین شماره هفته نامه شهروند امروز چاپ می شود. البته قرار بود در شماره قبل چاپ شود اما به خاطر گفتگویی که حسن آقا خمینی داشتیم ، اين مصاحبه را براي اين شماره گذاشتیم. مصاحبه با حسن آقا خميني هم در حال و هواي به خصوصي برگزار شد. محمد عطريانفر ، محمد قوچاني ، فريد مدرسي و من رفته بوديم بيت ايشان. فكر مي كنم همان شبي بود كه برف سنگيني آمده بود.

 

اما درباره گفتگو با خانم فاطمه رجبي برايم تجربه جالبي بود. شرط ايشان اين بود كه با منزل آنها بروم. آدرس را كه گرفتم باورش سخت بود كه ايشان و آقاي الهام در حاشيه شهر تهران - جنوب غربي - زندگي مي كنند.

 

ترجيح مي دهم شما را به خواندن اين مصاحبه ترغيب كنم. از يك سال پيش دنبال آن بودم كه با ايشان مصاحبه كنم و هربار قبول نمي كرد. تا اين كه اين اتفاق رخ داد. از خانم رجبي متشكرم كه اين گفتگو را پذيرفت. گرچه او از خدا خواست به خاطر گفتگويي كه با ما - شهروند امروز - داشت ، خانواده اش را مجازات كند.

 

شنبه شهروند امروز را فراموش نكنيد. هم مي توانيد مصاحبه را بخوانيد و هم تصوير ايشان را براي اولين بار ببينيد.  

Posted by اکبر منتجبی @ 23:7 |

  و اكنون 10 روز از آن روز نحس مي‌گذرد. از روزی كه پر کشیدی . و واقعا 13 عدد نحسي است و حالا اين نحسي دامنگير همه ما شده است. بهم گفته بود انسان باید به موقع كناربكشد. از همه چيز: «‌اگر انسان به موقع كنار نرود، روز‌گار بدموقع و بدجور كنارش مي‌زند.‌» و گويي او خود را آماده كنارگيري مي‌كرد و ما بي‌خبر بوديم. او در سكوت و بي صدا وقتي مي‌خنديد و گوشه چشمانش چروك مي‌نشست،‌ما نمي‌دانستيم كه چه خبر است. فكر مي‌كرديم كه همه چيز روبراه است. احمد آقا گفته بود كه سيگار را ترك كرده و حتي در خفا هم نمي‌كشد. حجم غذا هم كم شده. خب پس همه چي نشان مي‌داد كه وضع آرام است. خصوصا بعد از آن حمله قبلي.غافل ازاين كه اتفاقي در شرف وقوع است. اتفاقي كه مثل «بهمن» برسرهمه هوار مي‌شود. حالا نه دلي مانده و نه رمقي. به هر كس كه مي‌رسي يا زنگي به احوالپرسي مي‌زني مي‌بيني بعد از 10 روز همچنان بغض در گلو و اشك در چشم دارد. بغضي كه فرو خورده نمي‌شود و اشكي كه گو‌شه چشم خانه مي‌كند. نه مي‌چكد، نه خشك مي‌شود تا مگر ديداري تازه شود. مگر به قيامت. ديداري در قيامت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Posted by اکبر منتجبی @ 16:40 |

به مرگ عادت کردیم انگار. انگار که نه حتما. غروب در کش و قوس یک کار عجیب و غریب بودم که یک اس ام اس کوتاه میخکوبم کرد:" احمد بورقانی به رحمت خدا رفت. " زنگ زدم به محمد قوچانی. که می دانستم با او همیشه در ارتباط است. بغض کرده خبر را تکمیل تر کرد. سوار ماشین شدم که بروم خانه احمد آقا. که در قبل رفته بودم و به واسطه نسبتی هر چند دور می دانستم که کجاست. قوچانی دوباره زنگ زد که بیمارستان قلب است.

 

تا به آنجا برسم به یکی دو تا از بستگان نیز زنگ زدم و ماجرا را پرسیدم. می خواستم مطمئن بشوم که خوابم. هیچ کس خبر نداشت. میان خواب و بیداری می راندم. جرات نکردم به سهام زنگ بزنم . که مبادا راست باشد.

 

در بیمارستان نیما فاتح را دیدم. او هراسان تر از من. من از بدتر او. کشیک شب از ما پرسید کی بوده خبرنگاره ؟ و ما بی اعتنا رفتیم سمت اورژانس. و بعد یک به یک چهره های ریز و درشت سیاسی می آمدند . که رسیدم به سهام و مادرش و جاج آقا معمار. بغض و گریه و تسلیت. ناله سهام در گوش مادر که " به خدا راحت شد از این زندگی. می ماند که چی بشه." مادر سهام را دلداری داد. رضا خاتمی با پدر صحبت کرد. که "همه جیز و همه کارها انجام شده." سینه دیوار بچه های مشارکت ایستاده بودند. انگار جلسه شورای مرکزی بود. با سهام بیرون آمدیم. و مادرش. و حاج آقا معمار. گفتند که "برویم خانه". نگران حال مادر احمد بودند. حاج آقا می گفت "حالا چه جور به او بگیم." مادر سهام با بغض گفت که "گفتیم سفره داریم همه میایند خانه ما." از برادر و خواهر ها انگار کسی هنوز خبر نداشت. زنگ که زدم فهمیدم امروز  هم " سفره " داشتند. دعا و زیارت. نه برای احمد آقا که به جا آوردن نیت هر ساله بوده. تا بیرون بیمارستان با هم بودیم. مادر بغضش ترکید.که یعنی " چه حیف شد. " و  سهام را بغل کرد. و پدر. های های های. سهام ، مادر را با اشکهاش دلداری می داد. که "به خدا راحت شد مامان." شیون زن انگار تو آسمون می پیچید. که "چه تنهاییم. که چه تنها شدیم." کشان کشان از بیمارستان آمدیم بیرون. حاج آقا می گفت "حالش خوب بود . دیشب همه خانه ما بودند. و امروز..." . امروز لعنتی. لعنت بر امروز . لعنت.

 

به سهام تسلیت می گم. به کمال. به فاطمه خانم. و به مادر گرامی آنها.به حاج آقا. احمد امشب مهمان برادر شهیدش است. برادری که سالها مفقود الاثر بود. امشب تنها نیست. روحش شاد. گرچه می دانم شاد است.

 

گفتگویی که سال ۷۴ با احمد بورقانی انجام دادم. اینجا بخوانید. حاشیه سهام را نیز اینجا بخوانید. او بعد از این دیگر با کسی گفتگو نکرد. 

 

Posted by اکبر منتجبی @ 22:43 |

آقاي حسين شريعتمداري

مديرمسوول روزنامه كيهان 

 

با سلام

همان‌گونه كه پيش‌بيني مي‌شد و در نامه ما هم به آن اشاره شده بود شيوه آن روزنامه تحريف اخبار است و بس. اما هرگز گمان نمي‌كرديم چنين ناشيانه دست به تحريف بيانيه‌اي بزنيد كه در حقيقت عليه بازتوليد روش كيهان در اردوي دوستان به كار رفته است. روزنامه كيهان با تحريف اطلاعيه ما و حذف بخش‌هايي از اطلاعيه كه مخالفت‌ ما با روش‌هاي غيردموكراتيك را نشان مي‌داد،‌ عملا اثبات كرد كه براي كيهاني‌ها در بر همان پاشنه دروغ و اتهام‌زني مي‌چرخد. خبر ويژه روز پنجشنبه 11 بهمن  كيهان اثبات مدعاي ماست. با اين حال از روزنامه كيهان مي خواهيم براي روشنگري و مطابق قانون مطبوعات اصل اطلاعيه اينجانبان كه در آن به نقص حقوق شهروندي از سوي حاكمان و ديگران اشاره صريح شده را به صورت كامل آنچنان كه در ادامه مي آيد منتشر كند. مأجور باشيد:

 

«اخيرا بيانيه هايي تحت عنوان هايي مانند " كميته هاي حقيقت ياب" با امضاي افراد متعددي منتشر مي شود كه از جمله نام اينجانبان به عنوان امضا كننده بيانيه پاي آن قرار مي گيرد ؛ ما بدون ورود به محتواي اين بيانيه ها و ضمن اعتراض به نقض حقوق و آزادي هاي اساسي انسان ها ازجمله بازداشت هاي خودسرانه ، توقبف مطبوعات، نقص حقوق متهمان در دادرسي هاي ناعادلانه ، ورود به حريم خصوصي افراد توسط مطبوعات دولتي و شبه دولتي مانند روشهاي روزنامه كيهان ، تحريف اخبار و انتشار يكسويه اطلاعات از سوي هر نهاد، اعم از حكومت ، حاكمان يا ديگر نهادها و اشخاص، نسبت به شيوه و روش امضاي بيانيه ها حداقل در مورد خودمان اعتراض مي كنيم و آن را غير دمكراتيك و مصداق نقض حقوق شهروندان از نوعي ديگر مي دانيم و اعلام مي كنيم امضاي هر بيانيه بايد با اطلاع و رضايت امضا كنندگان آن باشد و از اين رو هرگونه بيانيه اي از اين دست را پيشاپيش تكذيب مي كنيم».

 

محمد قوچاني – اكبر منتجبي – رضا خجسته رحيمي –فريد مدرسي

 

Posted by اکبر منتجبی @ 23:59 |

اخيرا بيانيه هايي تحت عنوان هايي مانند " كميته هاي حقيقت ياب" با امضاي افراد متعددي منتشر مي شود كه از جمله نام اينجانبان به عنوان امضا كننده بيانيه پاي آن قرار مي گيرد ؛ ما بدون ورود به محتواي اين بيانيه ها و ضمن اعتراض به نقض حقوق و آزادي هاي اساسي انسان ها ازجمله بازداشت هاي خودسرانه ، توقبف مطبوعات، نقص حقوق متهمان در دادرسي هاي ناعادلانه ، ورود به حريم خصوصي افراد توسط مطبوعات دولتي و شبه دولتي مانند روشهاي روزنامه كيهان ، تحريف اخبار و انتشار يكسويه اطلاعات از سوي هر نهاد، اعم از حكومت ، حاكمان يا ديگر نهادها و اشخاص، نسبت به شيوه و روش امضاي بيانيه ها حداقل در مورد خودمان اعتراض مي كنيم و آن را غير دمكراتيك و مصداق نقض حقوق شهروندان از نوعي ديگر مي دانيم و اعلام مي كنيم امضاي هر بيانيه بايد با اطلاع و رضايت امضا كنندگان آن باشد و از اين رو هرگونه بيانيه اي از اين دست را پيشاپيش تكذيب مي كنيم.

 

محمد قوچاني – اكبر منتجبي – رضا خجسته رحيمي –فريد مدرسي

 

Posted by اکبر منتجبی @ 17:40 |

محسن رفيقدوست مدت‌ها سكوت كرده و هيچ خبري از او نبود. نه مصاحبه مي‌كرد و نه تمايلي به خودنمايي داشت. چنانكه بسياري از مسوولان گذشته و حال، همچنان خود را در معرض ديد خبرنگاران و عكاسان قرار مي‌دهند. به همين خاطر در اولين مواجهه، حاج‌محسن رفيقدوست ديگري خودنمايي مي‌كرد كه شباهتي با آنچه در قبل از او ديده بودم نداشت. چهره تغيير كرده بود و مرد ميانسالي رخ‌نمايي مي‌كرد كه به عكس مشهور اول انقلاب شباهت نداشت. با اين حال اگرچه او در سكوت خود به سر مي‌برد اما نام او هميشه مطرح بود. اپوزيسيون جمهوري اسلامي او را به عنوان يكي از سرمايه‌دارهاي بزرگ ايران معرفي مي‌كردند و ايرانيان داخل كشور نامش را به بنياد مستضعفان و سپاه پاسداران ضميمه مي‌كردند. در پايان صحبت دوساعته‌اي كه با او داشتم پرسيدم چرا نامزد انتخابات مجلس هشتم نشده است؟ گفت كه ديگر هيچ پستي را قبول نمي‌كند جز خدمت به مردم را. گفتم شايعات بسياري درباره تجارت او مطرح است و به خنده گفتم كه مي‌گويند تاجر بزرگي هستيد كه ثروت نامعلومي داريد....

Posted by اکبر منتجبی @ 16:12 |

.... از زمانی که دولت نهم تشکیل شده است هر روز با یک پدیده روبرو می شویم. یک روز برق نداریم. یک روز گاز نیست. روز دیگر باید بنزین را سهمیه بندی استفاده کنیم. قیمت مسکن به بیش اندازه افزایش می یابد به گونه ای که نه تنها توان خرید آن افسانه می شود بلکه برای اجاره باید رقم های هنگفت پرداخت کنیم.. مواد غذایی را باید با گران ترین قیمت تهیه کنیم و سه هزار تومان پول گوجه فرنگی بدهیم . و برنامه ریزی به درجه صفر نزدیک می شود چون جایی برای برنامه ریزی کشوری وجود ندارد . همه در تعلیق هستند و جنگ هفتاد و دو ملت در کشور درگرفته است. همه در حال قربانی کردن دیگران برای منافع خود هستند....


ادامه مطلب
Posted by اکبر منتجبی @ 2:14 |

شوکه نشوید. ردصلاحیت گسترده اصلاح طلبان از پیش معلوم بود. اما باید در انتخابات شرکت کرد. من در انتخابات شرکت می کنم و به کسانی که مخالف سیاست های دولت نهم هستند رای می دهم. اغلب آنها را در میان کاندیداها می توانید به راحتی پیدا کنید. بعدا توضیح می داهم.

Posted by اکبر منتجبی @ 5:51 |
ياد قلم
86/11/02

مسابقه ای در جریان است که مسیح علی نژاد همه را به تکاپو انداخته است. ماجرا گرچه به بهانه مرگ ناگهاني مهران قاسمی عزیز است اما بي مناسبت به اوضاع و احوال كشور نيست. به همين خاطر اين خواهر بزرگوار هم سريع دستي بالا زد و ياد قلم را برپا كرد تا به اين بهانه هم دايره بسته خبرنگاري شكسته شود و هم موضوعات روز مجال بررسي قرار بگيرد. حالا كساني كه مايل به شكت در اين مسابقه هستند مي توانند آثار خود را براي اعضاي هيات تحريريه بفرستند و آنها پس از بررسي نظر خود را به هيات داوران اعلام كنند.  

 

محورهای مسابقه:

- انتخابات مجلس هشتم و اما و اگرهاي حضور و مشاركت در آن

- فراز و فرودهای حقوق شهروندی در ایران

- ایران و حقوق بشر

- سیاست خارجی ایران در دولت نهم

- معضلات اجتماعی جامعه امروز ایران

- ایران و آمریکا : تقابل یا تعامل؟

 

بخش آزاد:

در بخش آزاد ، شركت كنندگان مي توانند هر موضوعی را که مرتبط با ایران باشد انتخاب نمایند. انتخاب سوژه  بکر و جالب نيز توجه می تواند یکی از ملاک های تعیین برنده این مسابقه باشد.

 

شرایط شرکت در مسابقه:

همه جوانان روزنامه نگار، وبلاگ نویس و  علاقه مندان به حوزه خبرنگاري و نویسندگی می توانند در این مسابقه شرکت کنند. ارسال مقالاتی که در شش ماه گذشته در نشریه و یا وبلاگی منتشر شده باشد بلامانع است.

Posted by اکبر منتجبی @ 13:58 |