تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.

دیروز بچه های روزنامه مردم سالاری مطلب قبلی من را در این وبلاگ ، بي اجازه برداشتند و منتشر كردند و امروز روزنامه كيهان در اقدامي خلاف اخلاق آن را مثله شده ، در ستون پرسه در مطبوعات كار كرد. هر كسي متن كيهان را بخواند در مي يابد كه صدر و ذيل مطلب يكي نيست. كيهان است و بس. هم رفتار كيهان و هم عمل همكاران در رزونامه مردم سالاري غير اخلاقي بود./  

Posted by اکبر منتجبی @ 15:22 |

چند روز پیش آرش حسن نیا از روزنامه اعتماد ملی اخراج شد. دبیر اقتصادی این روزنامه که به نظرم یکی از سالم ترین روزنامه نگاران کشور است. تقریبا همه می دانند که در حوزه اقتصادی چه خبر است. بده بستان ها غوغا می کند و برخي از خبرنگاران اين حوزه به "دستمال گردن" مدیران شرکت های دولتی و  خصوصي تبدیل شده اند و برای آنها خبر می سازند و جعل می کنند و می خرند و می فروشند و...  در این وانفسا الحق کسانی مثل آرش غنیمتی هستند.

 

اما نمي دانم كه پشت پرده اين داستان چيست كه مرتب به داستان دامن زده مي شود. آيا اين اولين بار است كه چنين اتفاقي مي افتد ؟ قطعا نه. اتفاقی که امروز برای آرش يا علي دهقان رخ داد، قبلا برای برخی دیگر از بچه ها رخ داده بود.

 

همین اواخر برخی از خبرنگاران روزنامه کارگزاران تسویه حساب شدند و کمی عقب تر عبدالرسول وصال مدير روزنامه آینده نو  بی هیچ اعلام قبلی در ساختمان اين روزنامه را بست و بعد از چند ماهی چندرغاز به بعضی از خبرنگاران داد و از آنها تعهد و نامه گرفت که شکایت نکنند و همین مبلغ ناچیز تمام حق و حقوق خود بدانند.

 

سال گذشته نيز تقریبا همه خبر دارند که جمعي از خبرنگاران روزنامه شرق به علت عملكرد مديريت اين روزنامه ، آن را ترك كردند و رفتند روزنامه هم میهن را راه انداختند. کم و بیش درجریان ماجرا بودم که مدیر عامل آن مجموعه چگونه از قدرت مالی خود استفاده کرد و عذر چندتن از بچه ها را خواست و نهايتا آن بلا را سر روزنامه آورد. شورايي تشكيل داد و بنياد "شرق" را كه به يك سرمايه اجتماعي تبديل شده بود به خاطر چاپ يك مطلب مزخرف برباد داد. 

 

اگر به قبل تر از اين بازگرديم باز نمي توانم از خاطر ببرم كه دوستان اصلاح طلب ما چگونه حق و حقوق روزنامه نگاران را خوردند و از آنها براي ترقي خود پله ها ساختند.

 

چند روز پيش نامه اي امضا شد كه قرار بر اين بود خطاب نامه به يك مجموعه و روزنامه نباشد. در واقع من و جمعي از بچه ها كه آن را امضا كرديم نه تنها مي خواستيم از آرش حمايت كنيم بلكه تاكيد داشتيم كه اين اتفاق قبلا هم رخ داده است و نمونه آخر آن روزنامه شرق بود.

 

اما متاسفانه مي بينم كه اين داستان به بيراهه مي رود. برخي با جهت دهي و البته اهمال كاري ، از آن آتشي برافرخته اند كه دود آن بر چشم خودمان مي رود.

 

در اين داستان مقصر روزنامه ها و مديران آن نيستند. گرچه عموما ناحقي ها از سوي آنها اعمال مي شود. اما من فكر مي كنم دو سوي ديگر در اين داستان مقصر هستند. اول خود بچه ها هستند كه روزني را براي سو استفاده باز گذاشتند. اگر فلان دوست من كه مي دانم بيشترين كاركرد را در مجموعه دارد همانند بقيه كارت ساعت خود را مي زد يا آن دوست ديگرم به جاي كار در دو روزنامه ( كه هر دو رقيب هم هستند ) ، يكي را انتخاب مي كرد، روزني براي سو استفاده باز نمي شد.

 

مقصر دوم به نظرم انجمن صنفي روزنامه نگاران است. متاسفانه انجمن در اين سالها نتوانسته جايگاه اصلي خود را بيابد. نه مديران مطبوعات آن را جدي مي گيرند و نه روزنامه نگاران. گرچه انجمن خدماتي داشته و افرادي در آن مجموعه هستند كه از پتانسيل هاي بسياري برخوردارند ، اما واقعيت آن است كه انجمن به علت برخي سو استفاده ها در گذشته و نداشتن شانيت براي مديران و خبرنگاران نمي تواند بازيگر اصلي اين اتفاقات باشد.

 

در پایان نیز فکر می کنم لازم است برخی دوستان قدری تامل کنند و آتش بر خرمن پاییزی نزنند. 

Posted by اکبر منتجبی @ 14:46 |

Akbar Montajabi, a reformist Iranian journalist, shakes his head as he struggles to remember the names of the various newspapers he has worked for over the past decade. Almost surprised by his own resilience, he says he has changed jobs more than 20 times as one reformist publication after another was closed down by the regime.

 یکی دو هفته پیش خانم بزرگمهر ، خبرنگار محترم روزنامه فاينشنال تايمز تلفن زدند دفتر هفته نام شهروند و گفتند كه درصدد تهيه يك گزارش درباره شهروند امروز هستند اما مي خواهند اين گزارش يك شخصيت محوري داشته باشد كه پيشنهاد كردند من شخصيت محوري اين گزارش باشم. قبول كردم . خلاصه يك روز آمدند و يك ساعتي از سابقه روزنامه نگاري  و اين كه شهروند امروز حدودا بيست و پنجمين نشريه اي است كه در آن كار مي كنم صحبت كردم و ...

 گزارشامروز (۳۱ اکتبر ۲۰۰۷)در روزنامه  فاینشال تایمز چاپ شده است. در اين جا مي توان گزارش كامل ايشان را خواند.

Posted by اکبر منتجبی @ 11:18 |

دیشب داشتم شبکه پرس تی وی را می دیدم که به تازگی توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی راه افتاده است. با کمال تعجب دیدم دفتر نیویورک این شبکه با هوشنگ امیر احمدی ُ ایرانی مقیم آمریکا که مورد اعتراض اصولگرايان داخلی است و از او به عنوان جاسوس آمریکا یاد می کنند ، مصاحبه مي کند.

اين در حالي است كه روزنامه هاي داخلي جرات مصاحبه با اين افراد را ندارند و همواره نگران اتهامات مختلفي هستند كه به آنها وارد مي شود. فراموش نمی کنیم که همین اواخر برخی را گرفتند و جرم آنها را ارتباط با بیگانگان ( ! ) عنوان کردند. آقای عمادالدین باقی هم که داستانش اظهر من الشمس است. پیشتر نیز پرس تي وي با حسین درخشان ، كه كيهان از او به عنوان سرحلقه شبكه عنكبوت (!!!) ياد مي كند ، گفت و گو کرده بود. 

اين افراد در عين دفاع از جمهوري اسلامي مرتبا از روزنامه كيهان و جريان تندرو بد و بيراه مي شنوند. گرچه حسين درخشان اخيرا در وبسايت خود گفته كه دوست جمهوري اسلامي است و از آن دفاع مي كند اما براي آقايان داخلي فرقي نمي كند . تعجب البته از تلويزيون جمهوري اسلامي است كه در داخل كشور ، حتي الان كه در آستانه انتخابات هستيم ، فضايي را براي اصلاح طلبان مهيا نمي كند تا آنها صداي خود را به مردم برسانند و اندك روزنامه هاي موثر را نيز توقيف مي كنند. اما شبكه پرس تي وي با چنين كساني مصاحبه مي كند. گرچه اين حركات نشان دهنده هويت دوگانه برخي از آقايان است كه هميشه تلاش دارند لبخند خود را به كشورهاي ديگر نشان دهند و بغض حاصل از كينه را نثار ما كنند.

سالها پيش يكي از دوستان طراح ، فكر مي كنم توكا نيستاني بود ، طرحي كشيده بود كه آقاي تنومندي در حالي كه به ديگران لبخند مي زند برخي از دانشجويان را زير پاي خود له كرده است.

Posted by اکبر منتجبی @ 17:49 |