
1- با رفتن علي لاريجاني از شوراي امنيت ملي اكنون اين پرسش مطرح است كه آيا او از پرونده هسته اي نيز كنار گذاشته شده است ؟ چون او از دبيري شوراي امنيت استعفا كرده است. و تا جاي كه من مي دانم دبير شوراي امنيت را رييس جمهور منصوب مي كند و مسئول پرونده هسته اي توسط مقام رهبري منصوب مي شود. گرچه قابل چشم پوشي نيست كه زاويه ديد هر كدام به پرونده هسته اي باعث اين كناره گيري است. با اين حال هنوز معلوم نيست كه هدايت پرونده با چه كسي خواهد بود.
2- گويا قرار بوده كه آقاي لاريجاني اين استعفا را پس بگيرد و حتي صحبت هاي نيز شده بود اما ناگهان سخنگوي دولت از استعفاي ايشان خبر مي دهد.
3- تا جايي كه به ياد دارم آقاي الهام جلسات سخنگويي خود را در شنبه ها برگزار نمي كرد. يا نكرده بود. عموما اين جلسات روز دوشنبه برگزار مي شد. اين كه حالا چرا امروز اين جلسه برگزار شده است و در آن اين خبر اعلام شده، نكته قابل توجه اي است.
4- از اين به بعد شوراي عالي امنيت ملي ، اقتدار گذشته را نخواهد داشت. چرا كه آقاي جليلي يك معاون وزير بود و اكنون در ستادي قرار گرفته است كه وزرايي مانند وزير اطلاعات ، كشور ، خارجه ، اقتصاد و ... بايد زير نظر او در مباحث مهم كشور فعاليت كنند. طبيعي است كه آقاي جليلي در از وزارت خارجه مي رود و به شوراي امنيت مي رود اما اين به آن معنا نيست كه شوراي عالي امنيت مانند گذشته فعال باشد. چرا كه در جمهوري اسلامي افراد هستند كه يك جايگاه را تعريف مي كنند؛ نه جايگاه افراد را.
5- اين اتفاق براي خارج از كشور پيام خوبي ندارد. علي لاريجاني توانسته بود كما بيش اعتماد غربي ها را جلب كند. اما اكنون معلوم نيست كه چه اتفاقي بيفتد. بي شك غربي ها پيام مثبتي از اين اتفاق نخواهند گرفت. خصوصا كه آنها اخيرا پيام خود را از طريق پوتين به ايران اعلام كرده بودند و اين در حالي است كه رييس جمهور ايران اين پرونده را تمام شده مي داند.
6- رفتن لاريجاني براي داخل كشور نيز پيام خوبي نخواهد داشت. راست سنتي از اين پس ضعيف تر مي شود. حاميان رييس جمهور نيز كه از انتخابات شوراهاي سوم درس خوبي گرفتند با سازماندهي جديد ، قوي تر از پيش ظاهر خواهند شد. خصوصا آن كه در جناح راست برخي مي خواهند به هر ترتيبي در داخل دولت حضور داشته باشند و ظاهرا برايشان تفاوتي ندارد كه تحت چه شرايطي كار كنند. به همين دليل جناح راست دو پارچه مي شود. يك عده حول لاريجاني قرار مي گيرند و عده ديگر حول محمد رضا باهنر.
7- تاثير استعفاي لاريجاني را در خارج از كشور مي توانيم از اين پس مشاهده كنيم. بي شك سولانا كه قرار بود با او در همين روز ها ملاقات داشته باشد نظر غير رسمي اروپا را در اين باره اعلام مي كند. فكر مي كنم كشور هايي مثل فرانسه تند تر از پيش مي شوند و حتي انهايي كه در ظاهر جانب احتياط را مي گرفتند نيز از اين پس كمي با زاويه به مسايل ايران بپردازند. در داخل كشور نيز در انتخابات مجلس هشتم تاثير استعفاي لاريجاني را خواهيم ديد. راست سنتي در بد مسيري قرار گرفته است. تقريبا تمام نيروهاي موثر خود را از دست داده اند.
8- اكنون بازي قدرت در دايره جديدي تعريف شده است. اين اتفاق حتي براي اصلاح طلبان نيز خوشايند نيست. زيرا احزابي مانند مشاركت يا حتي سازمان مجاهدين از تمام وقايع روز عقب مانده اند و ديگر پيشرو نيستند. شايد بهتر باشد آنها مدتي به ناه عسل بروند و تفريح كنند. زيرا الان كانون توجه دايره اصولگرايان است. نه دايره اصلاح طلبان. با اين وصف من فكر مي كنم كارگزاران سازندگي تعامل خود را با راست سنتي آغاز خواهد كرد. حتي مي توان در اين چارچوب حزب اعتماد ملي را نيز ديد كه نيروهاي انقلاب يكبار ديگر در كنار هم قرار مي گيرند.
9- اكنون بايد از احمدي نژاد تقديركرد يا او را بايد تقبيح كرد؟ ما ايراني ها از خاتمي انتقاد مي كرديم كه او جسارت ندارد. بي راه نمي گفتيم . انتظار داشتيم كه در حيطه وظايف خود اقداماني را انجام دهد اما هربار كه مي گفتيم او اظهار مي داشت كه اختياراتش كم است. احمدي نژاد اكنون خود را به عنوان رييس جمهوري كه حتي لاريجاني را تغيير مي دهد تثبيت مي كند. براي او بسيار مهم است كه اتفاقات را به پاي او بنويسند. بدنامي و خوش نامي در قاموس احمدي نژاد معنايي ندارد. او بايد در دايره اتفاقات باشد. اين مهمترين نكته اي است كه او به آن مي انديشد. از اين زاويه مي توان به تحليل او نشست. اگر قرار است با آمريكا مراوده اي داشته باشيم اين اتفاق بايد از كانال او رخ دهد، اگر قرار است سياست تهاجمي داشته باشيم نيز باز اوست كه بايد نقش آفريني كند. احمدي نژاد نمي خواهد در سايه قرار بگيرد. اين برخلاف سياست مديران جمهوري اسلامي است. تا كنون همه اتفاقات در پشت پرده رخ مي داد و همه خود را از وقايع كنار مي كشيدند. حالا او در مركز ميدان ايستاده است و خود را بيش از پيش به نمايش مي گذارد و قدرت خود را به رخ مي كشد. آيا در اين ميدان حريفي دارد ؟
چهگوارا خواني در تهران
فرزندان ارنستو چهگوارا، مبارز كوبايي در سفري پنج روزه كه به ايران داشتند قرار بود در همايش «چه مثل چمران» شركت كنند تا از طريق آن با انديشههاي مصطفي چمران مبارز ايراني آشنا شوند و به شباهتهاي پدر خود با او پي ببرند. همايش را بسيج دانشجويي دانشگاه تهران كه مسووليت آن با سجاد صفار هرندي، پسر وزير ارشاد است، برگزار كرد اما اتفاقاتي در اين مراسم رخ داد كه هيچ چيز تغيير نكرد.كاميلو گوارا و آليدا گوارا، پسر و دختر چهگوارا با دعوت مركز فرهنگي ميثاق و...
این مثنوی مدتی به تاخیر افتاد. علتی نداشت جز بی حالی من.
۱- درباره شهروند امروز چند روزی ست که خبرهای منتشر می شود. نمی دانم که از کجا شروع شد و چه کسانی دارند به آن دامن می زنند، مي گويند كه شهرند مدير مسئول ندارد. كمي عقل هم خوب چيزي است مگه مي شه كه در اين دوران كه نگاه هاي مختلف به حوزه مطبوعات وجود دارد، نشريه اي بدون مدير مسئول منتشر شود؟ شهروند از ۶ ماه پيش مدير مسئول جديد خود را به ارشاد معرفي كرده است و هنوز هيات نظارت جوابي نداده است.
۲- از زيدآبادي و عباس عبدي كه اعلام كردند ديگر چيزي نمي نويسند اما كمتر از مدتي كوتاه به نوشتن پرداختند واقعا تعجب كردم. سر افطار به زيدآبادي گفتم مگر نگفته بودي ديگه چيزي نمي نويسي؟ گفت چرا اما از الان به بعد بدون موضع گيري مي نويسم. حرفش قانع كننده نبود. به خودش هم گفتم.
۳- شب های رمضان مثل همه بعضی از سریال های تلویزیون را می بینیم. خصوصا میوه ممنوعه را که به نظر خیلی زیرکانه ساخته شده است. معتقدم این سریال کاملا سیاسی است و انتقاد از ساختار جمهوری اسلامی را هدف خود قرار داده است. به نظرم همه این آدم ها تیپ هستند و ما به ازای بیرونی دارند. نباید به صرف یک داستان ساده به آن نگاه کرد.
۴- صبح داشتم اخبار ساعت ۹ شبكه اول را مي ديدم كه خبر ديدار تعدادي از استادان دانشگاه ها با جناب رييس جمهور را قرائت مي كرد. به نقل از احمدي نژاد گفت : "دولت هيچ محدوديتي براي ارتباط دانشگاهي جز با رژيم صهيونيستي قائل نيست." بعد ياد بعضي ها افتادم كه همين چند وقت پيش به جرم ارتباطات دانشگاهي به زندان افتادند. مثل رامين جهانبگلو يا هاله اسفندياري يا كيان تاجبخش. ديدم عجب تناقضي. اگر فردا كسي رفت به دانشگاهي و زمان بازگشت به همين جرم بازداشت شد چي؟ به نظرم رييس جمهور اگر واقعا به دنبال ارتباط بين دانشگاهي است و اگر به اين وسيله مي خواهد ايران و جهان را بسازد ( گفته : بدون توجه به جهان نميتوانيم به نقطهي آرماني برسيم... اگر ميخواهيم ايران را بسازيم بايد نگاه جهاني داشته باشيم و در جهت اصلاح امور در جهان نيز تلاش كنيم ) بايد ساز و كار واقعي آن را فراهم آورد. نمي توان نگاه امنيتي به تمام پديده ها داشت و آن گاه از تعامل و ارتباط با جهان سخن گفت.