
دیروز رفته بودم جلسه بنیاد باران. آقای حاجی گزارشی از فعالیت های آن ارایه کرد. من چون از روزنامه رفتم آخر سخنان او رسیدم. فقط شنیدم که از اعضا می خواست حق عضویت خود را پرداخت کنند. بعد هم آقای خاتمی صحبت کرد. گزارشی از سفرهای اخیرش داد. این که چقدر از او در دنیا استقبال می کنند و این که صدای او در دنیا شنیده می شود و به همین خاطر تلاش می کند تا جایی که ممکن است از این فرصت استفاده کند و نگاه به اسلام و ایران را عوض کند. او اشاره ای نیز به ماجرای فیلمی که منتشر شده بود کرد. به کل ماجرا تکذیب کرد و آن را در جهت تخریب شخصیت خو دانست و گفت : من همین جا اعلام می کنم که قدرتمداران و کسانی که می خواهند در قدرت بمانند و نگران جای خود هستند بدانند که من دیگر به صورت رسمی در قدرت شرک نمی کنم . پس نگران جای خود نباشند . ما جای کسی را تنگ نمی کنیم کسی هم حق ندارد جای ما را تنگ بکند. این مردم هستند که جای هرکسی را مشخص می کنند. البته اگر امکان انتخاب وجود داشته باشند.
خاتمی هم چنین اضافه کرد که اگرچه من دیگر در قدرت بازنمی گردم اما به مردم ، اسلام و اصلاح طلبان و آینده کشور و مملکت و انقلاب پشت نمی کنم و به همین خاطر تمام تلاشم را می کنم تا دوستان و همفکرانم در انتخابات شرکت کنند.
گزارشی نیزدرباره ماجرای فیلمی که اخیرا منتشر شده اینجا در روزنامه هم میهن نوشتم .
در ايامي كه خبر رسيده روزنامه وقايع اتفاقيه ارگان غير رسمي جبهه مشاركت رفع توقيف شده است، شايد بد نباشد كه يادي از آن را با اين گفت و گو زنده كنيم. شنيده ام مشاركت علاقه اي به انتشار دوباره اين روزنامه ندارد.
قانون اساسي را فقط با قرائت دموكراتيك ميپذيريم
مصاحبه با مصطفي تاجزاده، اكبر منتجبي، روزنامه وقايع اتفاقيه
مصطفي تاجزاده كه از جمله اعضاي ارشد دو حزب سازمان مجاهدين انقلاب و جبهه مشاركت است ، سياستمداري سمج . سعي ميكند حرف خود را بزند و حتي آنرا به كرسي بنشاند. در اين مصاحبه قرار بود عملكرد و استراتژي اصلاحطلبان در گذشته را به نقد بكشيم. اما او در اولين دقايق گفتوگو، مسير و موضوع گفتوگو را عوض كرد به سمت استراتژي آينده اصلاحطلبان كه چه هست و چه رهآوردي دارد. بعضي جاها، صدايش بلند ميشد. او منطق خود را دارد و حاضر نيست برخي واقعيات را بپذيرد. معتقد است مردم به گونهاي ديگر قضاوت ميكنند و ما بايد قضاوت را برعهده آنها بگذاريم. اين جمله فصل مشترك ديدگاه هر دوي ما بود. .....
يكشنبه 14 دي 1382
گفتوگوي اكبر منتجبي با ناصر هاديان استاد دانشگاه كلمبيا، ياس نو
مناسبات دو كشور ايران و آمريكا، در اين روزهاي سرد آغازي گرم را براي خود برگزيده است. سياستمداران آمريكا، پس از زلزله بم، در چرخشي آشكار، سخنان گرم بر زبان ميرانند و نگاه خود را معطوف به گفتوگو با ايران كردهاند. حتي پس از وقوع زلزله تلخ و غمانگيز بم، آمريكا در تغيير رفتار خود پيشقدم شد و ضمن آنكه نيروهاي امدادگر خود را به ايران فرستاد و يك بيمارستان صحرايي در اطراف بم برپا كرد، تحريمهاي ايران را نيز به مدت سه ماه لغو كرد. در گام سوم اين چرخش آشكار، آمريكا پيشنهاد ديگري نيز به ايران داده است كه خبر آن را دكتر ناصر هاديان داده است. اين گامها و چرخش زاويه، اين روزها عنوان ديپلماسي زلزله را بر خود برگزيده است. ما در اين خصوص با دكتر ناصر هاديان استاد ميهمان دانشگاه كلمبيا گفتوگو كرديم. به علت تفاوت ساعت ايران و آمريكا، هنگامي كه با او تماس گرفتيم، خسته از يك روز پركار، در خواب به سر ميبرد. با اين حال پس از يك گفتوگوي كوتاه با همسر وي، هم ما و هم خود دكتر هاديان پذيرفتيم كه قيد خواب را بزنيم و در بيداري به گفتوگو پيرامون وقايع اخير و مناسبات دو كشور بپردازيم.
اخیرا در دفتر جناب رییس جمهور شورایی تشکیل شده که قرار است بر اندیشه ها و اثار ایشان نظارت و سیاستگذاری داشته باشد. من یادداشتی در روزنامه هم میهن نوشتم . چون کوتاه است اینجا هم می گذارم....
شاید بد نیست بدانید که جایگاه فرهنگ در شهرداری تهران چیست. اخیرا ساختماني دو طبقه در حاشیه خیابان ولی عصر و اوایل کریمخان در حال ساخت است. به علت پستی کوچه سپاس و ارتفاع خیابان کریمخان، ساختمان از کریم خان یک طبقه به نظر می رسد و از کوچه سپاس دو طبقه. حالا موضوع اصلی این جاست که طبقه اول اختصاص پیدا کرده به فعالیت های فرهنگی و طبقه دوم ( هم سطح خ کریمخان ) توالت عمومی می شود. يعني ملت مي آيند بالاي سر كساني كه مشغول فعاليت هاي فرهنگي هستند ، خود را خلاص مي كنند و مي روند. مطمئن هستم كه اين اتفاق ناخودآگاه افتاده و يا در شرف افتادن است. خواستم تذكري بدهم شايد اين صدا به گوش شهردار تهران برسد شايد هم نه. اما مطمئنا در هر دو صورت به پاي فعاليت هاي جناب قاليباف نوشته خواهد شد.
محمود احمدينژاد رئيسجمهور ايران يكبار ديگر در سخنان خود اسرائيل را مورد توجه قرار داد و از آغاز شمارش معكوس براي نابودي اين رژيم خبر داد. او درعين حال از فرو رفتن اسرائيل در باتلاق سخن گفت.
بدين ترتيب تريلوژي سخنان احمدينژاد درباره اسرائيل كامل ميشود. پيش از اين او دوبار ديگر در موقعيتهاي جداگانه عباراتي را درباره اسرائيل به كار برده بود كه مورد توجه رسانههاي جهاني قرار گرفته و باعث يك هجوم تبليغاتي عليه ايران شده بود.
۱- چرا باید انتخابات مجلس را که بعضا خیلی هم مهم است ۲۴ اسفند برگزار کنند ؟ وزارت کشور این تاریخ را اعلام کرده و شورای نگهبان نیز تایید کرده است در حالی که می توانستند انتخابات را فروردین ماه برگزار کنند. در ۲۹ بهمن ماه سال ۷۸ شورای نگهبان ۷۰۰ هزار رای اصلاح طلبان را باطل کرد. حتی نمی خواستند انتخابات را تایید کنند که حکم رهبری و نظر ایشان راه را بر اعمال نظر شورای نگهبان بست. کدام مدیر دولتی برای خود شایعه می خرد؟ همه می دانیم که اساسا از ۲۰ اسفند ماه کشور تعطیل است. از ۲۵ اسفند سفرها آغاز می شود و همه چیز تق و لق می شود. آخر چرا باید انتخابات به این مهمی را در زمان شک و شبهه برگزار کرد؟
در انتخابات شورای شهر تهران که فقط ۱۵ کاندیدا بود کشور تعطیل نبود و چندین روز بین مجلس و وزارت کشور بر نحوه شمارش آرا بحث بود که آیا دستی بخوانند یا کامپیوتری. و چه اتفاقات که نیفتاد. حالا ۶ روز مانده به آغاز بزرگترین تعطیلات کشور مهمترین انتخابات را برگزار می کنند . عجب . و ما باید باور کنیم که این تاریخ اتفاقی صورت می گیرد.
۲- ماجرای حرکت جسارت وار به سوی ازدواج موقت هم به نظر من کمی مشکوک است. چند روز دیگر باید دولت نرخ جدید بنزین را اعلام بکند . طبیعتا این خوشایند مردمی که بنزین ۸۰ تومانی می زدند نیست. حالا نرخ بنزین دولتی شده ۱۰۰ تومان. قرار است سهمیه بندی هم آغاز شود. .و البته نرخ آزاد بنزین که حدس و گمان ۳۰۰ تا ۳۵۰ تومن است. در این شرایط وزیر کشور ناگهان می گوید باید با جسارت به سمت ازدواج موقت پیش برویم. تا دیروز که طرح امنیت اجتماعی داشت اجرا می شد و دختر خانم ها و پسرها مورد تذکرات بعضا شدید قرار می گرفتند. حالا چطور باید با جسارت رفت به سمت ازدواج موقت ؟ خبری هست ؟
۳- خوشحالم که هم میهن منتشر شد. این اتفاق باعث شده که روزنامه های دیگر به خودشان بیایند و چه به لحاظ فرم و چه خبر تلاش کنند هم پای هم میهن باشند. این خیلی مبارک است. شخصا از گرافیک جدید روزنامه همشهری لذت می برم. از جسارت اعتماد خوشم می آید و تلاش اعتماد ملی را برای بهتر شدن درک می کنم. شرق هم تلاش می کند همچنان در صدر بماند. روزنامه های تهران امروز و جام جم نیز کم و بیش کارهایی کردند. بهر حال تحرک تازه ای اتفاق افتاده و این خیلی خوب است.
پ. ن - سايت هاي ديگر هم ميهن :
www. HMNEWSPAPER.COM
WWW. HMNWESPAPER.IR