تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.

آمریکا به همراهان احمدی نژاد ویزا نداد

از قرار معلوم آمریکاییان نگذاشتند همراهان آقای احمدی نژاد به آمریکا سفر کنند و ایشان چند نفر از همراهان همیشگی خود را در این سفر از دست داده است. از جمله مجتبی هاشمی ثمره . مردی که پشت پرده دولت نام گرفته است . این جور که حاکی است احمدي‌نژاد براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، كاركاس را به مقصد نيويورك ترك مي‌كند اما دولت آمريكا از صدور رواديد براي بخشي از هيئت همراه رئيس جمهوري خودداري كرده است. گویا سيدمجتبي هاشمي‌ثمره مشاور ارشد رئيس جمهوري، سعيد جليلي معاون اروپا و آمريكاي وزير امور خارجه، عليرضا شيخ‌عطار معاون اقتصادي وزير خارجه، دو تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي بخش مهمي از تيم حفاظت رئيس جمهوري و تمامي تيم خبري شامل تصويربرداران و عكاسان نهاد رياست جمهوري، خبرنگار و تصويربردار واحد مركزي خبر و عكاسان و خبرنگاران خبرگزاري‌هاي جمهوري اسلامي ايران و فارس از جمله كساني هستند كه دولت آمريكا از صدور رواديد براي آنها خودداري كرد. و حالا هيئت همراه رئيس جمهور كه قادر به اخذ رواديد حضور در مقر سازمان ملل متحد نشدند دوشنبه‌شب به وقت محلي از طريق سنگال به تهران باز خواهند گشت.

Posted by اکبر منتجبی @ 23:57 |

۱- نشانه های خوبی در راه است. دادگاه آقای مهدی رحمانیان مدیر مسول فعلی شرق را از یکی اصلی ترین اتهامات تبرئه شد و  شعبه‌ ششم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت پس از بررسي پرونده، قرار منع تعقيب براي مديرمسوول روزنامه توقيف شده «شرق» صادر كرد. اين ۲ تا پيام دارد. اول اين كه شرق از مهمترين اتهامي كه درباره قوميت ها به آن زده مي شد تبرئه شد و ديگر اين كه يكي از ادله هيات نظارت خود به خود منتفي مي شود. در عين حال رايزني ها نيز ادامه دارد. اما با اين حال فكر نمي كنم زودتر از يك ماه آينده خبر خوشي درباره شرق منتشر شود. 

۲- خبر دیگر این است که چند نفر در این روزها به خانواده شرق اضافه شدند و یا می شوند. حسن بنانج از بچه های گروه بین الملل فرزند دار شد و خدا یک دختر گل به او داد. همین طور آقای رحمانیان هم فرزند دیگری به اعضای خانواده اش اضافه شد. فرید مدرسی عضو گروه سیاسی یکی دو روز دیگر جشن عروسی دارد. از گروه اجتماعی هم خبر دار شدیم که آقای رهبر دبیر این سرویس بالاخره دست ها را بالا زد و نامزد اختیار کرد.

۳- امروز یکی از بچه ها آمار کل اعضای روزنامه اعلام کرد که بالغ بر ۴۰۰ نفر هستند با احتساب بچه های آگهی ها و نیازمندی ها. یعنی در واقع کسانی که حقوق ثابت از شرق می گیرند. به این آمار اضافه کنید حق التحریرهای ثابت و غیرثابت را. 

۴- اين مطلب در ستون تلفني كيهان ، آيا دارد خبري را اعلام مي كند؟ نگاه كنيد: گفته مي شود در مذاكرات لاريجاني و سولانا بحث تعليق مشروط غني سازي اورانيوم مطرح شده است. اگر غني سازي به طور مشروط به حالت تعليق درآيد، دو پيامد دارد. اول دشمن احساس مي كند دولتمردان در حفظ غني سازي ثابت قدم نيستند و هر روز فشار خود را افزايش مي دهد. دوم اينكه اعتماد ملي دچار تزلزل مي شود. لذا درخواست مي كنم به عنوان يك شهروند ايراني استقامت حكومت در خصوص عدم پذيرش تعليق غني سازي خدشه دار نشود.
يك هموطن

Posted by اکبر منتجبی @ 18:54 |

اوریانا فالاچی، روزنامه نگار سرشناس ایتالیايی درگذشت. به گزارش خبرگزاری فرانسه از رم، اوریانا فالاچی، روزنامه نگار سرشناس ایتالیايی شب گذشته در سن 77 سالگی در پی یک بیماری طولانی مدت در بیمارستانی در شهر فلورانس ایتالیا درگذشت.اوریانا فالاچی از جمله روزنامه نگارانی بود که به فن مصاحبه اشراف کامل داشت و گفتگوهای او با شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که برای مطبوعات ایتالیا (بیشتر برای روزنامه پرتیراژ کوریه دلاسرا) انجام می شد، بیشترین شهرت را برای او در میان روزنامه نگاران به همراه آورد.او سالهای اخیر بیشتر در آمریکا اقامت داشت .

Posted by اکبر منتجبی @ 12:11 |

تبلور دفاع احمدی نژاد از نقد دولت

 

در اوایل شهریور ماه در صفحه جنگ سیاست شرق 23شعار آقای احمدی نژاد در آخرین فیلم تبلیغاتی خود و نیز در گفت وگوی ویژه خبری شبكه دوم بیان کرده بود، نوشتم.این روزها تبلور یکی از آن شعارها را می بینیم. این یک شعار را با هم بخوانیم و سرنوشت 22 شعار دیگر را حدس بزنیم :

 

او محکم و قاطع گفت: انتقاد یك موهبت الهی است.یك مدیری كه نشنود مدیر نیست.منتقدین صد تا حرف می زنند.حتی اگر یكی از آنها مفید باشد، می ارزد كه تمام آن صد حرف را گوش كنی.در كشور ما این گونه است كه از صد حرف ۴۰ یا ۶۰ حرف آن به دردبخور است.این در دنیا خیلی زیاد است.این بزرگترین سرمایه یك كشور است. اگر كسی فكر كند كه عقل كل است این نشان می دهد كه هیچی نیست...دولت باید بشنود. بشنود، فرهنگ نقد ایجاد می شود...ما باید بپذیریم كه یك خانواده ایم...اگر این احساس را در خود زنده نگه داریم آن وقت اگر یك ایرانی دیگر، چیزی بگوید، دیگر ناراحت نمی شویم.

Posted by اکبر منتجبی @ 14:10 |

امروز به شلوغی دیروز نبود . بچه ها ناامیدانه آمدند و رفتند. بعضی از بچه ها امروز تعریف می کردند که حسابی دمق هستند و شب پیش را خوب سپری نکردند. شنیدم که هیات نظارت بیانیه جدید داده و گفته خود شرقی ها اختلاف داشتند و می خواستند آنجا بسته بشود. انتشار بیانیه نشان می دهد که هیات نظارت خیلی تحت فشار است و تنها بهانه آورده است. هیچ اختلافی در شرق نیست و اگر بود هیچ کس این جا با جان و دل کار نمی کرد. هیات نظارت دارد قدم در جای پای کسانی می گذارد که پیشتر در توقیف مطبوعات یلی بودند و برای خود آوازه ای بهم زده بودند. همان کسان امروز هیچ نمی خواهند به آن روز ها بازگردند و یادی از رفتارهای گذشته آنان شود. حتی ابا دارند از این که بگویند ما این کارها را کردیم. بیش از نشریه توقبف شد. آیا تفکر را می شود حبس کرد؟ آیا می توان حکم داد که فقط مثل من بیندیش؟ در تمام کشور های که ما با آنها در تخاصم هستیم آزادی بیان و اندیشه و مطبوعات نهادینه است. این روزها سالگرد ۱۱ سپتامبر است. اولین کسانی که جورج بوش را متهم به سهل انگاری و نیز اطلاع از وقوع حملات تروریستی کردند روشنفکران آمریکایی بودند. مايكل مور در آمریکا فیلم مستندی ساخت و جورج بوش را متهم اصلی ۱۱ سپتامبر دانست. مشابه این فیلم را کجا می توان ساخت؟

Posted by اکبر منتجبی @ 20:4 |
 چرا شرق توقیف شد؟

همه بچه ها هنوز در اتاق سیاسی نشستند. از صبح که خبر توقیف شرق منتشر شد اغلب بچه های مطبوعاتی به روزنامه آمدند تا هم از اصل جریان باخبر شوند و هم یه جوری دلداری داده باشند. این صحنه ها برای بچه هایی که توقیف چند روزنامه را در کارنامه خوشان دارند آشنا است.

 

اما چرا شرق توقیف شد؟ مهم ترین دلیل ممکن به نظر من این بود که شرق به یک باشگاه سیاسی تبدیل شده بود. باشگاهی که تمام زخم خوردگان از انتخابات ریاست جمهوری را در خود جای داده بود. استناد این سخن یادداشت ها و گفتگو هایی است که آنان با شرق داشتند. از غفوری فرد و علی اکبر ولایتی تا ابراهیم یزدی و محمود دولت آبادی و سپانلو در شرق امکان سخن گفتن داشتند.

 

شرق تبلور جبهه اعتدالی بود که هاشمی رفسنجانی وعده آن را داد. اگرچه  آن جبهه هیچگاه شکل نگرفت اما کسانی که در فاصله دور اول تا دور دوم انتخابات پشت هاشمی قرار گرفتند و از او حمایت کردند ( از آیت الله جوادی آملی تا محمود دولت آبادی ) توانستند در شرق جایگاهی بیابند. به این لیست برخی از نمایندگان مجلس را هم که در ابتدا مدافع احمدی نژاد بودند اما بعدا به علت تفاوت دیدگاه مخالف او و دولتش شدند اضافه کنید. شرق پایگاه زخم خوردگان بود و این زخم خوردگان روز به روز بیشتر می شدند. شرق تاوان نقد هر چند ملایم دولت را پرداخت و این یک وضعیت قرمز است.

شرق و نامه توقيف شدند حافظ و خاطره لغو امتياز - وحید پور استاد

زمين برای خيلی‌ها دارد می‌لرزد- پرستو دوکوهکی

صدای پای مخالف خفه- الپر

اين هم از شرق... خيال‌تان راحت شد؟ - خسرو نقیبی

غروب خورشید شرق - مهجاد

امیدی نیست به خوب شدن جای زخم- ندا دهقانی

کارتونی که موجب توقيف شرق شد

شرق هم رفت...؟ نامه هم...؟  - مریم شبانی 

توقيف يك روزنامه ديگر

آفتاب از شرق غروب کرد- مصطفی قوانلو قاجار

روزنامه شرق توقیف شد - علی اصغر سیدابادی

... و نوبت شرق رسید! - آسیه امینی

خداحافظ شرق - مرتضی ناعمه

توقيف شرق - فرزانه ابراهیم زاده

توقيف خرکی! - نیک آهنگ کوثر

شرق توقیف شد - سهام الدين فراهانی

باز کاریکاتور، باز توقیف

شرق هم توقيف شد

Posted by اکبر منتجبی @ 16:54 |
Posted by اکبر منتجبی @ 18:4 |

سیروس علی نژاد اولین سردبیر من بود . کسی که بسیار در کار سخت گیر بود و هر مطلبی را به آسانی نمی پذیرفت. امروز بعد از ۸ سال او را دیدم. با همان قبراقی گذشته . اما کمی لاغر شده بود. روزی که از پیش او رفتم. در روزنامه  صبح امروز و بعد آفتاب امروز مشغول به کار شدم . حادثه ها و سرعت زمان اصلا فرصتی را به من نمی داد تا او راملاقات كنم. فکر می کردم ایران نیست در حالی که در تهران بود. حالا بعد از این همه سال شماره تلفن او را پیدا کردم. زنگ زدم . قراری گذاشتیم و رفتم منزلش. با مهربانی هرچه تمامتر شاگرد كوچك خودش را پذیرفت. از هر دری حرف زدیم. از شرق گله کرد .از نثر و شیوه نوشتن خبرها. با این حال آن را بهتر از روزنامه های دیگر دانست. و البته گفت این نسل امروز ، خيلي بهتر از نسل گذشته به كار روزنامه نگاري مشغول است.

سيروس علي نژاد به نظر من يكي از پديده هاي مطبوعات است. ماهنامه آدينه را وقتي او منتشر مي كرد ورق به ورق ، سطر به سطر مي خوانديم و لذت مي برديم. و ديگر نشرياتي را كه او منتشر كرد.

وقتي براي كار پيش او رفتم ، در قلهك تهران دفتري در طبقه سوم داشت. گفت مي خواي چه كار كني؟

 من حتي الفباي روزنامه نگاري را هم بلد نبودم. تنها هنرم اين بود كه داستان مي نوشتم و افتخارم اين بود كه داستان هام را هوشنگ گلشيري و عباس معروفي و احمد محمود مي خوانند و برام گاهي حاشيه نويسي مي كنند . گفت برو سراغ همان كار . رفتم . دانشجوي تئاتر بودم آنوقت ها. اما نويسندگي برام كار نبود. پولي هم نداشت. دوباره به او زنگ زدم. گفت خبرت مي كنم. و بعد يكي دو روز بعد زنگ زد و سفارش گزارش داد. گفت:  برو شهر همدان و يك گزارش از اين شهر بنويس بيار.

گزارش؟ من اصلا فرق خبر و گزارش و مقاله و ... نمي دانستم چي هست. با اين حال رفتم همدان. سوار اتوبوس شدم و رفتم. ۴ روز آنجا بودم. تمام شهر را گشتم. از ادارات دولتي تا جاهاي ديدني. شب ها تا دير وقت تو خيابان قدم مي زدم و بعد مي رفتم هتل. اصلا نمي دانستم بايد چه كار كنم. ولي نت بر مي داشتم. بالاخره برگشتم. يك هفته طول كشيد تا يك مطلب بنويسم. ۵۰ صفحه شد. بردم داد آقاي سردبير. نگاهي كرد. بعد گفت برو طبقه پايين تو اتاق گوشه اي بشين. ۲ ساعت بعد آمد. گفت چيزي كه نوشتي به درد نمي خورد. پاره كرديم. دوباره بنويس.

رفتم خانه. دوباره از اول نوشتم. اين بار ۱۵ صفحه كمتر شد. بردم. نگاهي كرد و گفت نه به درد نمي خورد. شروع خوبي ندارد و خيلي زياد هست. نمي گفت بايد چكار كنم.شاكي شدم اما گفتم چشم دوباره مي نويسم. رفتم خانه و نوشتم. اين بار داستان نوشتم. يك داستان خطي. فضا سازي كردم. از آدم هايي كه ديده بودم. از ني زني كه شب ها تو خيابان قدم ميزد و مردم درباره زن او كه تنهاش گذاشته بود ماجراها تعريف مي كردند. . از ماجراي سفال هاي همدان و يك سفالگر جوان كه با الهام از شعر هاي خيام سفال مي ساخت. خلاصه مطلب را بردم. و نماندم. يك هفته بعد زنگ زد كه بيا . رفتم . به مطلبم حسابي كسيه كشيده بود . گفت برو توي همان اتاق گوشه اي بشين . تو از اين به بعد همين جا كار مي كني.

حالا پس از ۸ سال دوري از او نمي دانم در چه جايگاهي قرار گرفتم. به او گفتم اميدوارم بد شاگردي نكرده باشم.

 

Posted by اکبر منتجبی @ 23:35 |
 

دیروز گزارشی در شرق نوشتم که خانم فاطمه رجبی همسر آقای الهام خواستار خلع لباس خاتمی شده است. بعد به سفر آقای خاتمی به آمریکا پرداختم. متن كامل گزارش در شرق چاپ شد . اما بازتاب آن باور کردنی نبود. تقریبا از اول صبح تلفن های مختلفی به روزنامه شد. از اصولگرا تا غیر اصولگرا ،همه از این خانم با بدترین الفاظ ممکن انتقاد کردند. باورم نمی شد که خاتمی هنور این قدر طرفدار داشته باشد.

نكته ديگر اين جاست. كساني كه مدعي دينداري هستند و البته مهرورزي وقتي مي بينند شخصيتي مثل خاتمي در جهان و ايران اين همه هوادار دارد و آزادانه به سراسر دنيا سفر مي كند و هميشه مورد احترام وتكريم قرار مي گيرد عنان از دست مي دهند و چشم فرو مي بندند و هر آنچه برزبانشان مي آيد مي گويند. اين ادبياتي كه امثال اين خانم به كار مي گيرند تنها ناشي از حسادت بر شخصيتي محبوب است وبس. الحسود لايسود. 

Posted by اکبر منتجبی @ 19:6 |

 

آقای محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور ايران از شنوندگان راديو جوان نمره 11 گرفت. به گزارش روابط عمومي اين شبكه راديويي روز ششم شهريور از مردم خواست كه به يك سال فعاليت دولت نهم نمره دهند. بنابراين آنچه كه روابط عمومي راديو اعلام كرده، از ميان هزار پيام كوتاه رسيده به برنامه «ساعت 25» راديو جوان، نمراتي از صفر تا 20 به آقاي احمدي‌نژاد داده شد و نهايتاً معدل اخذ شده از جميع نمرات، ايشان نمره 11 را دريافت كرد.

 

سنت نمره دادن به دولت‌ها و عملكرد اشخاص، نه‌تنها ايران، بلكه در بسياري از كشورهاي جهان متداول است. در ايالات متحده آمريكا،‌ هنگامي‌كه جورج دبليو بوش دولت اول خود را به پايان برد، نتوانست از منتقدان و مردم نمره قبولي بگيرد. محبوبيت او نسبت به چهار سال گذشته آن كاهش پيدا كرده بود اما اتخاذ يك استراتژي تبليغاتي باعث شد تا مردم آمريكا مجدداً از ترس «تروريسم» به او راي دهند و رقيب آقاي بوش ناكام بماند.

 

در ايران نيز اين سنت از سال‌ها پيش پابرجا بوده و هست. عموماً در فواصل تغيير و تحولات يك سازمان و نهاد يا دولتي برخي بر آن مي‌شوند تا به واسطه ارزيابي‌هاي صورت گرفته به اشخاص و مسئولان ذي‌نفوذ كه بر نان و نام مردم سيطره داشتند و امور سياسي و اقتصادي آنها را تبيين مي‌‌كردند نمره‌اي بدهند.

 

در مدت زمامداري سيدمحمد خاتمي اگرچه او توانست در چندين مرحله مشخصاً از مردم نمره قبولي بگيرد و در صدر نظرسنجي‌ها بنشيند اما دولت‌‌‌هاي او  نتوانستند به دليل كم‌اهميتي به امور اقتصادي مردم، نمره قبولي دريافت كنند. اين رويه البته در دولت دوم ايشان ( با توجه به اينكه امور زيربنايي نيز انجام شده بود) تشديد شد و هيچ دولتمردي نمره قبولي نگرفت.

 

در دولت آقاي احمد‌ي‌نژاد نيز اين اتفاق رخ داد. از مدتي پيش برخي از اعضاي دولت به خود نمره دادند. آقاي علي‌ سعيدلو معاون اجرايي رئيس‌جمهور اعلام كرد كه من به دولت آقاي احمدي‌نژاد نمره 20 مي‌دهم. اين اظهارات البته با واكنش منتقدان دولت و برخي از ديگر مسئولان روبه‌رو شد. سيدمحمدعلي ابطحي معاون رئيس‌جمهور سابق در مطلبي طنز‌آميز نوشت: «چند سال پيش در جلسه‌اي يكي نقل مي‌كرد به كسي پنج هزار ضربه شلاق در يك جلسه زدند. دوست بامزه‌اي گفت: يا شلاق نخورده‌اي يا عدد و رقم سرت نمي‌شود. حالا آقاي سعيدلو معاون اجرايي رئيس‌جمهور ادعا كرده نمره دولت فعلي 20 است.»

 

در اين ميان نيز آقاي غلامعلي حدادعادل رئيس مجلس نيز در ارزيابي عملكرد دولت گفت كه نمره دولت آقاي احمدي‌نژاد «قطعاً از 15 كمتر نخواهد بود».

 

اما رئيس‌جمهور محمود احمدي‌نژاد هنگامي كه خبرنگاري از او خواست نمره‌اي به خود بدهد، گفت: «اجازه دهيد مردم اين نمره را به عملكرد دولت بدهند.»

 

اكنون شنوندگان راديو جوان اين نمره را داده‌اند. اگر قضاوت مردم و روايت راديو جوان جمهوري اسلامي ايران را قبول داشته باشيم، بايد بگويم دولت آقاي احمدي‌نژاد و شخص ايشان به رغم تلاش و كوشش و در عين حال سفرهاي استاني براي از بين بردن مشكلات و نزديكي بيشتر به مردم، هنوز نتوانسته‌اند نمره قابل توجهي به دست بياورند.

 

Posted by اکبر منتجبی @ 12:48 |